اخبار اخبار

14:46
5 آذر 1397

همزمان با آغاز هفته بسیج مستضعفان معرفی می شود:

داستانی از ورود چریکی به خاک عراق در کتاب «از جهنم سرد شین تا بهشت ارزنتاک»

«از جهنم سرد شین تا بهشت ارزنتاک» خاطرات خود نوشت شهید سیدعلی کاظم داور از حضور در جبهه‌های جنگ با دشمن بعثی است.

 به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، مرحوم سید علی کاظم داور نویسنده کتاب، از اهالی رامهرمز در استان خوزستان بود که در نوجوانی به جبهه‌های جنگ با دشمن اعزام شد. سال های اول حضور او در مناطق جنگی همزمان با چند عملیات سرنوشت ساز در جبهه های جنوب همراه بود که وی در جزیزه مینو مستقر می‌شود.

شرح وقایع بخشی از عملیات کربلای 4 و نیز کربلای 5 که سید علی کاظم داور در آن حضور داشته در فصل اول کتاب به تفصیل آمده است. این رزمنده والا مقام سرانجام پس از سال‌ها تحمل درد و رنج ناشی از عارضه شیمیایی در 12 مهر ماه سال جاری به همرزمان شهیدش پیوست.

یکی از بخش‌های خواندنی این اثر به عملیات والفجر 4 اختصاص دارد که در این عملیات تعدادی از رزمندگان به داخل رود اروند می‌افتند و سرانجام می‌توانند با دعای حضرت یونس(ع) نجات پیدا کنند.

همچنین بخش دیگری از این کتاب به جنگ‌ها و عملیات های نامنظم قرارگاه رمضان در خاک عراق اختصاص دارد که در یکی از این عملیات ها رزمندگان توانستند شهر دراروک در استان اربیل را به تصرف خود در بیاورند. مرحوم سید علی کاظم داور در خاطرات خود آورده است که بعدها فرماندهان عراقی آن عملیات را پیروزی سربازان خمینی (ره) خوانده بودند.


نویسنده کتاب بعد از پایان جنگ هم به فعالیت های خود در مقابله با تهدیدهای خارجی ادامه می دهد و با عضویت در کمیته انقلاب برای مبارزه با اشرار به منطقه سیستان و بلوچستان اعزام می‌شود. او در آن جا هم با رشادت های خود در مقابله با اشرار موفق عمل می‌کند و باعث پیشرفت طرح های عملیاتی مبارزه می‌شود. او مدت ها در منطقه سیستان و بلوچستان با اشرار مقابله می‌کند و سرانجام پس از پایان ماموریت به شهر و دیار خود در استان خوزستان بر می‌گردد.


این شهید بزرگوار همچنین در شرح ماجرای حضور خود در مناطق مرزی استان سیستان می نویسد: « صبح یکی از روزهای مهر 1368 بود که با حدود پانزده دستگاه ماشین و تقریبا 100 تا 150 نفر سرباز به فرماندهی آقای رضا خراسانی، فرمانده تیپ عملیاتی 23 عاشورای کمیته زاهدان، با تجهیزات و مایحتاج کامل و با سه قبضه دوشکا و همچنین یک قبضه توپ 5/14 ضد هوایی، که من سراکیبی آن را به عهده داشتم، همراه با تعدادی از نیروهایم، برای یک گشت و کمین چند روزه از مقر تیپ مان خارج شده و با حرکت در قسمتی از جاده زاهدان به سمت شهر خاش رفتیم...» ( ص 251 و 252)

 شهید علی کاظم داور در پایان کتاب اعلام می‌کند برای هر عملیات جدید دیگری که برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی نیاز باشد آماده حضور است و این یکی از آروزهای او در همه زندگی اش است. بخش پایانی کتاب را قسمت «عکس ها و اسناد» تشکیل می دهد که در آن بیش از پنجاه عکس و سند مرتبط با موضوع کتاب ارائه شده است.

در بخشی از کتاب آمده است:
« بالاخره به رودخانه دریاسور رسیدیم. از شدت تشنگی سرم را توی آب رودخانه بردم و آن قدر از آن آب سرد و گوارا نوشیدم، تا سیر شدم. کفش هایم گِلی شده بود. آن ها را در رودخانه شستم. به دلیل خستگی و نداشتن راهنما و همچنین طغیان آب رودخانه، عبور از آن خیلی مشکل بود. بنابراین، به توقف در این سمت رودخانه مجبور شدیم. چند خانه متروکه در مجاورت کوه بلندی در حاشیه رودخانه قرار داشت. شب را در همان خانه ها ساکن شدیم. باران شدید تر شد و از سقف فرسوده و ترک خورده اتاق ها مدام قطرات باران بر سرمان می چکید. سرما تا مغز استخوان نفوذ می کرد. هیچ پتویی نداشتیم. بچه ها با هر زحمتی بود، هیزم های خیس را آتش زدند و خودشان را گرم کردند. آسمان بعد از چند ساعت سروصدا آرام گرفت، و چرت ما به خوابی عمیق تبدیل شد. »

چاپ اول کتاب «از جهنم سرد شین تا بهشت ارزنتاک» در سال 1393 در 338 صفحه با شمارگان 2500  نسخه چاپ و منتشر شده است.

نسخه چاپی کتاب را از اینجا تهیه فرمایید.

 


متن خبر
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن