اخبار اخبار

11:25
5 شهریور 1397

روایت ابوالفضل کاظمی از چمران، بروجردی و.. با لهجه تهرونی

کتاب خواندنی «کوچه نقاش‌ها» در شانزده فصل به روایت خاطرات کاظمی، ‌فرمانده گردان میثم در دوران جنگ تحمیلی از زبان خودش می‌پردازد که به تازگی به چاپ بیستم رسیده است.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، راحله صبوری تلاش کرده در نوشتن خاطرات ابوالفضل کاظمی به واژه‌ها، تکیه کلام‌ها و اصطلاحات خاص وی وفادار باشد و همین لحن ساده و بی‌پیرایه کاظمی و به تعبیری ادبیات عامیانه او در کتاب سبب می‏شود مخاطب ارتباطی صمیمی با اثر برقرار کند.

همرزمی او با شهید چمران و دو سال حضور در خاک کردستان در گروه شهید اصغر وصالی با عنوان «دستمال سرخ‌ها» از زیباترین و خواندنی‌ترین قسمت‌های کتاب است.

 عنوان «کوچه نقاش‌ها» هم بر می‌گردد به نام کوچه‌ای که سید ابوالفضل کاظمی کودکی‌اش را با بسیاری از همرزمانش در آنجا سپری کرده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «یک روز آن‌قدر این ور و آن ور پرید که ناغافل قنداق سلاحش شکست. سلاح را بردم عقب و به تسلیحات تحویل دادم. روز آخر پدافند، موقع تسویه، مسئول تسلیحات گفت:

ـ آقا سید، یکی از بچه‌های شما، قنداق سلاحش را شکسته. شما جواب‌گو هستید؟

من هم برای این‌که امیر خراب نشود، گفتم: «ما یک شب رفتیم شناسایی. آن‌جا این بچه خورد زمین و قنداق تفنگش شکست. تقصیر او نیست.»

مسئول تسلیحات گفت: «اسم این بچه چیه؟»

ـ امیر پلنگ.

ـ می‌شه‌ ما این امیر پلنگ رو ببینیم؟

وقتی امیر آمد، مسئول تسلیحات گفت: «بابا، این که گربه هم نیست؛ اسمش رو پلنگ گذاشته‌اید؟!»

دست آخر با ریش‌سفیدی من، سلاح را قبول کردند و قضیه حل شد.»

برای دریافت نسخه چاپی کتاب اینجا کلیک کنید.

برای دریافت نسخه الکترونیک کتاب اینجا کلیک کنید.

 


متن خبر
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن