اخبار اخبار

16:35
23 تیر 1397

با حضور محمدکاظم مزینانی و محمدرضا شرفی‌خبوشان؛

رمان «ایوار» نقد و بررسی می‌شود

رمان «ایوار» نوشته محمداسماعیل حاجی‌علیان در بیست‌ودومین جلسه آئینه‌بندان نقد و بررسی می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، در این جلسه، محمدکاظم مزینانی و محمدرضا شرفی‌خبوشان به عنوان کارشناس حضور خواهند داشت.

رمان «ایوار» متشکل از مجموعه‌داستان‌های مختلفی است که اتفاقات آن در فضای انقلاب سال۵۷ و در هیاهوی اعتراضات خیابانی رخ می‌دهد.

 این کتاب مشتمل بر ۱۹۰ صفحه است و به قول نویسنده اقتباسی بر حقیقتِ به زیر کشیدن مجسمه محمدرضا پهلوی در جریان انقلاب اسلامی در روز هشتم بهمن‌ماه محسوب می‌شود که سعی دارد فضایی رئال را همراه با درامی خانوادگی درآمیزد تا نویسنده در متن یک داستان وضعیت‌محور قرار گیرد که در عین حال شخصیت محور نیز به شمار می‌آید.

در بخشی از این رمان آمده است:«صدای سوت آجان‌ها آمد. حمید لبو را سمت سهراب گرفت و ‌پرسید: «بچه‌ها کجان؟!»

ـ از من می‌پرسی؟ بیا دَرریم! وسط هیروویر کسی لبو می‌خوره؟

صدای همهمة دعوا کمتر شد و لبوفروش حمید و سهراب را به آجانی نشان داد و گفت: «سرکار اون دو تا بچه رو هم بگیر ... کارشون دارم.»

ـ سهراب!

ـ چی شده؟ بیا بریم!

ـ می‌دونی من دخترعمه‌م رو خیلی دوست دارم؟

ـ وقت گیر آورده‌ی؟

ـ تو بهش می‌گی؟

سهراب داشت فرار می‌کرد.

ـ بیا حمید ...

ـ لبو ... شیرینه!

آجان دست حمید را گرفت. لبوفروش خودش را رساند و با طعنه گفت: «شیرین‌تر از این هم می‌شه!» و به پاسبان گفت: «بده‌ش من ... برو اون یکی رو بگیر!» آجان سوت زد و هوار کشید: «بگیریدش ... نذارید دَرره!» و دوید و سوت زد تا سهراب را بگیرد که به سمت محلات فرار می‌کرد.

ـ تو گفتی اون باقالی‌‌فروش خبرچینه!

لبوفروش بادی به غبغب انداخت و گفت: «به من می‌گن مندل‌لبو ... گفتم یه جایی کارت می‌لنگه! ... بیا بریم، دِ یاالله!»

ـ لبو ... قند و نباته! هه‌‌‌هه‌هه ...

می‌خندید و فینش را بالا می‌کشید. راه افتاد. دست‌‌های حمید را می‌کشید و می‌رفت و آجان و باقالی‌فروش هم به دنبالشان. مردم که دیدند معرکه تمام شده است رفتند پیِ کار و زندگی‌شان.

اصلاً می‌خواستم اسم این بخش را بگذارم «لبوهایی چو جگر زلیخا سُرخ»؛ ولی دیدم همین‌طوری‌اش هم پای شولوخوف و شاگردهای مدرسة داستان‌نویسی‌اش و بقیة نویسنده‌های سوسیالیست به ماجرای پایین کشیدن مجسمه و ادبیات ایران باز است و دیگر پای ارنست همینگوی و مابقی رومانتیسم‌ها را وسط کشیدن کار را هرچند خیلی بین‌المللی می‌کند، این خطر را هم دارد که آن‌ها هم بخواهند ماجرا را سند بزنند اصلاً به نام خودشان و بلبشویی بشود بدتر از اینی که تویش مانده‌ام. پس همان حرف محمدحسن باقالی‌فروش، که به قول سهراب «رفت قاطی باقالی‌ها»، بهتر است اصلاً ...»

گفتنی است این برنامه روز دوشنبه 25 تیرماه ساعت 15:30 در سالن امیرحسین فردی حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ برگزار می‌شود.

برای خرید نسخه چاپی رمان ایوار اینجا کلیک کنید.

برای خرید نسخه الکترونیک رمان ایوار اینجا کلیک کنید.

 


متن خبر
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن