اخبار اخبار

11:24
16 بهمن 1396

مومنی‌شریف: فخرزاده ۳۰ سال برای انقلاب دویده و ننشسته است

رئیس حوزه هنری با اشاره به خدمات حجت‌الاسلام و المسلمین فخرزاده در طول سه دهه گذشته گفت: او در این مدت برای انقلاب ننشسته و دویده است.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، مراسم تجلیل از  33 سال تلاش حجت‌الاسلام و المسلمین سعید فخرزاده در عرصه تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با عنوان "سعی سعید" با حضور امیر ناصر آراسته مشاور نظامی فرماندهی کل نیروهای مسلح در امور زمینی، حجت‌الاسلام و المسلمین خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری، مجتبی رحماندوست نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، علی ططری مدیر مرکز اسناد کتابخانه مجلس، علیرضا کمری، جواد منصوری، سردار فتح‌الله جعفری، عباس سلیمی نمین، محسن کاظمی، جواد کامور بخشایش و جمعی از اهالی فرهنگ و اندیشه از سوی خبرگزاری تسنیم در تالار کوثر مسجد امام صادق(ع) برگزار شد.
مومنی شریف در این مراسم با اشاره به نقش حجت‌الاسلام فخرزاده در معرفی شخصیت شهید صیاد شیرازی گفت: آقای فخرزاده در سفرهایی که شهید صیاد شیرازی در هیئت معارف جنگ داشت، او را همراهی می‌کرد. آقای فخرزاده به دلیل کسالت نمی‌توانست در یکی از این سفرها شهید را همراهی کند، به همین دلیل شهید صیاد شیرازی سفر را به تعویق می‌اندازد؛ این در حالی است که همه از وقت‌شناسی و دقت شهید صیاد شیرازی مطلع هستیم. شهید صیاد شیرازی، آقای فخرزاده را انسان بی‌تکلفی می‌دانست.
رئیس حوزه هنری با بیان اینکه فخرزاده مخلص و متواضع است، ادامه داد: او سی و چند سال برای انقلاب دویده و ننشسته است. برکات او در این زمینه بسیار است که از جمله این موارد، می‌توان به تربیت و معرفی نویسندگان بزرگ اشاره کرد که امروز هر کدام از این نویسندگان آثار شاخصی در این زمینه دارند. کسانی که در کنار فخرزاده روییده‌اند، به درخت تناوری تبدیل شده‌اند که امروز لازم است شاخ و برگ‌ها را کنار بزنیم و باغبان را ببینیم.
 وی با بیان اینکه فخرزاده هرگز نخواست خودش دیده شود، یادآور شد: در کنار این اوصاف باید از پشتکار او یاد کرد. همین موضوع سبب شده تا طبقات مختلف به او اعتماد کرده و خاطراتشان را بیان کنند.
مومنی شریف در پایان از خانواده حجت‌الاسلام فخرزاده به پاس همراهی او در سه دهه گذشته قدردانی کرد و افزود: اگر این خانواده سخت‌گیری می‌کرد او به این توفیقات نمی‌رسید.
جواد منصوری از مبارزان قدیمی انقلاب اسلامی در این مراسم در سخنانی ضمن تبریک ایام دهه فجر گفت: بسیار خوشحالم که اقدام مبارکی برای تجلیل از فخرزاده انجام شده است.
وی ادامه داد: یکی از اتفاق‌هایی که نتیجه انقلاب و دفاع مقدس است پدیده تاریخ شفاهی است، نه به این معنا که تاریخ شفاهی پیش از آن در دنیا و در ایران نبوده است بلکه لااقل در این حجم، کیفیت و تأثیرگذاری و سرمایه‌گذاری نبوده است، بلکه محدود بود و بیشتر کسانی که به‌نوعی در مشاغل حاکمیتی بودند خاطرات خود را می‌نوشتند. اما خاطرات شفاهی بعد از انقلاب بیشتر متکی بر نیروهای انقلابی و مردمی شد.
راوی کتاب «سال‌های بی‌قرار» تصریح کرد: این جریان به‌تدریج تکامل یافت و از یک خاطره‌گویی صرف به جایی رسید که یک مکتب شد، امروز به یک رشته دانشگاهی تبدیل شده و کسانی در آن تحصیل می‌کنند. امروز این مکتب به‌عنوان یک مکتب تاریخ‌نگاری به‌ثبت رسیده است.
منصوری با اشاره به مقاومت رزمندگان دفاع مقدس و مبارزان انقلاب اسلامی در بیان خاطرات خود گفت: از ابتدا از تاریخ شفاهی تا این اندازه استقبال نمی‌شد، می‌گفتند "کارهایی که انجام شده بین ما و خدا بوده نیازی به گفتن نیست که ریا می‌شود". حضور فخرزاده در شکست این مقاومت‌ها بسیار مؤثر بود. اگر این جریان یک جریان ریشه‌دار و قوی نبود، تاریخ‌نگاری تا این اندازه پا نمی‌گرفت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی ادامه داد: در 15 سال ابتدای انقلاب درباره مبارزان قبل از انقلاب هیچ کاری انجام نشده بود و کسی هم دنبال این کار نبود، بیشتر توجه به دفاع مقدس بود و به‌تدریج به پیش از انقلاب هم پرداخته شد.
منصوری تصریح کرد : علاوه بر اینکه به‌تدریج گسترده شد به‌لحاظ کیفی و محتوایی هم به‌تدریج تغییر یافت.
این کتاب‌ها دیگر آن جنبه داستان‌گویی و صرفاً یادآوری اولیه را نداشت. حضرت امام در سال‌های جنگ نگران این بودند که این وقایع به‌تدریج فراموش شود از این رو دستور راه‌اندازی مرکز اسناد انقلاب را صادر کردند.
وی ادامه داد : این روند ما در تاریخ شفاهی موجب شد تا ضدانقلاب هم از ما یاد بگیرند و شروع به ثبت خاطرات به‌زعم خودشان کنند.
منصوری با بیان این مطلب که دستگاه‌های دولتی ما تا به حال نسبت به این مسئله غافل بوده‌اند، گفت: دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی در این زمینه اعتنایی نداشته‌اند، البته اخیراً یکی دو دانشگاه رشته انقلاب اسلامی و تاریخ شفاهی را شروع کرده‌اند.
وی ادامه داد: اما کاری که آقایان در تاریخ شفاهی انجام دادند کاری ماندگار شد. در این جریان آقای فخرزاده مدیریت کار را به‌عهده داشته است و تنها به دهه 60 و 70 اکتفا نکرده و تاکنون نیز این روند را ادامه داده است. امروز ما می‌توانیم در خارج از کشور و در دانشگاههای دیگر دنیا بحث نظریه تاریخ شفاهی را به‌عنوان یک نظریه علمی مطرح کنیم و نمونه‌های موفق خود را نشان دهیم.
منصوری تصریح کرد: تاریخ شفاهی می‌تواند بسیاری از واقعیت‌های پنهان جامعه ما را روشن کند. علاوه بر حوزه هنری مراکز دیگری نیز در تاریخ شفاهی وارد شده و کارهایی انجام داده‌اند، اما فخرزاده حق بزرگی بر گردن ادبیات تاریخ‌نگاری و دستاوردهای این دوران از تاریخ معاصر ما دارد.
رجبی مدیر خانه هنرمندان نیز در این مراسم در سخنانی گفت: ویژگی‌های فخرزاده خدادادی است. وی اولین بار با مجموعه تبلیغات جبهه و جنگ وارد کار ثبت خاطرات رزمندگان دفاع مقدس شد. خاطرات رزمندگان دفاع مقدس ثبت شد و صدها چاپ خورد و بین رزمندگان توزیع شد. بعدها در جهاد سازندگی و ارتش نیز این رویه انجام شد. فخرزاده بعدها در حوزه هنری این کار را ادامه داد و به نقطه خوبی رساند.
وی ادامه داد: وی ضمن اینکه وجنات یک روحانی را دارد با تلاش و زرنگی خاص خود کارها را پیش می‌برند. همچنین با یک خلوص نیت ‌و تلاش کار می‌کنند بدون اینکه دیده شوند. او یک روحانی خدوم پراخلاص و مثمر ثمر است، سعی او همیشه بلیغ و سعید بوده است.
احمد دهقان نویسنده در این مراسم گفت: حجت‌الاسلام فخرزاده از پیشگامان شناخت گذشته انسانهاست و همواره در تاریخ‌نگاریهای خود، خاطره‌گو را به سوی گذشته‌اش سوق داده است؛ این کار کوچکی است که فقط از دست انسانهای بزرگ ساخته است؛ حجت‌الاسلام فخرزاده آن‌قدر بزرگ است که همه ما به احترامش کلاه از سر برداریم.
دهقان با اشاره به یادداشتهای شهید حسن باقری، خاطرنشان کرد: شهید باقری پس از چند عملیات شکست‌خوره در یادداشت‌هایش می‌نویسد: «استراتژی جنگ باید عوض شود و این‌طور جنگیدن به درد نمی‌خورد» از آن پس فرماندهان جنگ تصمیم گرفتند که در روز عملیات انجام ندهند و عملیاتها فقط در شب انجام شود؛ هزاران تحلیل در پشت این تصمیم وجود داشت اما شهید باقری همه را در یک جمله خلاصه کرد.
وی ادامه داد: حجت‌الاسلام فخرزاده در مصاحبه با شهید صیاد شیرازی به گونه‌ای عمل کرد که خواننده مطالب به همان دوران سفر کند و شهید صیاد طوری از خاطرات آن دوران بگوید که انگار همین امروز به فرماندهی رسیده است.
عباس ملکی از دیگر سخنرانان این مراسم بود، وی در سخنانی گفت: آشنایی من با آقای فخرزاده برای برنامه‌ای در دانشگاه صنعتی شریف بود. این دانشگاه در سال 1345 تاسیس شد و با این که عمر زیادی ندارد از نظر فعالیت‌های علمی، سیاسی و اجتماعی نقش قابل توجهی در جامعه ایران داشته است.
وی ادامه داد: با کمک برخی از فارغ‌التحصیلان این دانشگاه به دنبال این بودیم که مبارزات اجتماعی و سیاسی دانشجویان و اساتید را در حوزه زمانی سال‌های 45 تا 58 به ثبت برسانیم، با حجت‌الاسلام فخرزاده در این خصوص صحبت کردیم که وی با روی باز این پیشنهاد را پذیرفت و حدود 3 سال است که این فعالیت در حال انجام است و امیدوارم این روزها منتشر شود.
ملکی ادامه داد: یکی از کارهای خوب جنگ ثبت تاریخ شفاهی بود امیدوارم تا دیر نشده است فرماندهان و سرداران دفاع مقدس بتوانند با کسانی که آن سوی جنگ بودند نیز مذاکره کنند و امثال آقای فخرزاده بتوانند خاطرات آن سو را نیز ثبت و ضبط کنند. این کار در خصوص جنگ ویتنام انجام شده و سرداران جنگ ویتنام و آمریکایی‌ها در چندین جلسه با یکدیگر صحبت کردند و یک واقعه از دو طرف شرح داده شد. درباره کوبا و مسئله خلیج خوک‌ها نیز این کار انجام شد، در حوزه جنگ ایران و عراق نیز اکنون که ما رابطه خوبی با عراق داریم خوب است که به عنوان کشوری که از ثبات خوبی برخوردار هستیم میزبان شویم تا خاطرات عراقی‌ها نیز ثبت شود. این کار می‌تواند تاریخ جنگ تحمیلی را تکمیل کند. تاریخ جنگی که در آن اکثر خانواده‌های ایرانی یک یا چند شهید داده‌اند.


علیرضا کمری نویسنده و پژوهشگر در این مراسم گفت: در کتاب «اسرارُالتوحید ـ فی مَقامات الشیخ ابی‌سعید» که به قلم یکی از نوادگان او به نام محمدبن منَّور نوشته شده حکایتی هست که نقل آن در این مجلس مناسبت دارد. این شیخ ابوسعید از عُرفای نامدار قرن چهارم و پنجم خراسان است که از مِهنه یا میهنه (از توابع نیشابور قدیم و اکنون در بین سرخس و ابیورد در خاک ترکمنستان) برخاسته و هم در آنجا وفات یافته است. اسرارالتوحید کتابی است مشتمل بر مجموعه‌ای از مشاهدات و مَسموعات شماری از همبودگان شیخ راجع به احوال و اقوال و افعال او. و اما آن حکایت این است: «خواجه عبدالکریم خادمِ خاصِ شیخِ ما ابوسعید بود، روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایت‌های شیخِ ما او را چیزی می‌نوشتم. کسی بیامد که شیخ تو را می‌خواند، برفتم. چون پیش شیخ رسیدم شیخ پرسید که چه کار می‌کردی؟ گفتم، درویشی حکایتی چند خواست از آنِ شیخ، می‌نوشتم؛ شیخ گفت:یا عبدالکریم، حکایت‌نویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند». عرایض من معطوف به همین جمله است: حکایت‌نویس مباش چنان باش که از تو حکایت کنند.
وی ادامه داد: در این عبارت کوتاه ظرائف و لطائفی هست که بعضاً مؤلف کتاب به آنها اشاره کرده است، اما من به مقتضای حال می‌خواهم از لونی دیگر به این حکایت بنگرم. 1) اگر محمدبن منور می‌خواست پند پدربزرگ خود را ـ به‌حَسب ظاهرِ عبارت ـ به خواجه عبدالکریم، به گوش گیرد و به کار بندد، اسرارالتوحید به قلم نمی‌آمد. 2) در این صورت بسیار کسان بعد از او، از جمله من در این مجلس، نمی‌توانستند چیزی از شیخ ابوسعید برای دیگران نقل کنند؛ و چگونه ممکن است از کسی و رخدادی حکایتی بماند اگر حکایت‌گری در میان نباشد؟ 3) ما واقعه (در معنی دقیق کلمه) و وقوع رویدادها را در پرتو نقل و حکایت درمی‌یابیم. این بدان معناست که رویداد را روایت می‌پردازد و روایت به وجود راوی امکان تحقق پیدا می‌کند. 4) اهمیت وجود حکایت‌گر/ راوی تا بدانجا پیش می‌رود که خودِ حکایت‌گر/ راوی، موضوعِ روایت می‌شود. این لطیفه‌ای است که در زیر لفافه‌یِ ظاهرِ عبارتِ شیخ ابوسعید پوشیده مانده است و با تأنی البته می‌توان لایه‌های دیگر معنایی این عبارت را از آن برکشید و بیرون آورد.
کمری در ادامه حجت‌الاسلام و المسلمین فخرزاده را «شیخ حکایت‌جوی» نامید و افزود: از حکایت شیخ ابوسعید درگذریم و برسیم به شمه‌ای از حکایتِ حالِ «شیخِ خاطره‌یابان و حکایت‌جویان» این زمان، جناب آقای سعید فخرزاده. این مجلس برای نکوداشت شیخ حکایت‌جوی، حکایت‌خواه، حکایت‌گر و راوی باوفای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر پا شده است. شما حاضران فرهیخته، علی‌العجاله، توسعاً تسامحاً حکایت و خاطره و روایت را از یک سنخ و تبار بینگارید و بِشمرید، این مقولات از زمرهْ گزاره‌های روایی‌اند که ضمن همپوشانی و اشتراک، تفاوت‌ها و افتراقاتی با هم دارند ـ و جای بحث در این موضوع در این مجال فراهم نیست.
این پژوهشگر به سابقه آشنایی‌اش با فخرزاده اشاره و اضافه کرد: سی‌واند سال است که آقای فخرزاده را از دور و نزدیک می‌شناسم، از زمانی که ایشان و چندتن دیگر از عزیزان در مجموعه‌ی کوچک، اما پرانگیزه و بانشاط ثبت وقایع/ خاطرات جبهه و جنگ، مستقر در واحد انتشارات و تبلیغات سپاه پاسداران، به خاطره‌جویی و خاطره‌پُرسی از رزمندگان جبهه‌ها اهتمام می‌ورزیدند. در همان دیدارهای نخست، سِبک وزن و سریع‌القدم‌بودن، یعنی سرعت مشی آقای فخرزاده در خاطر من جا گرفت؛ این چابکی و فعال‌بودن از نشانه‌های بارز و دائمی ایشان بوده است. خاطراتی از آن روزگاران دارم، خاصّه ماه‌های پایانی جنگ در جبهه‌ی غرب که مجال پرداختن به آنها نیست. یکی‌ دو سال پس از پایان جنگ، آقای فخرزاده به مجموعه‌ی تازه‌تأسیس دفتر ادبیات انقلاب پیوست و اندک‌اندک با راه‌اندازی واحد خاطرات، به گردآوری خاطرات دوران انقلاب همت گماشت و این دفتر و مجموعه را به سعی خاموش و بدون هیاهوی خود از یک دارایی بزرگ، یعنی انباشت هزاران ساعت مصاحبه برخوردار کرد. این ایثار وقت و کوشش مستمر حاصلی فراهم آورد که می‌توان آن را از مصادیق ثروت و سرمایه‌ی تاریخی و فرهنگیِ انقلاب اسلامی قلمداد کرد. این کار بزرگ البته با همراهی و همدلی دیگرانی انجام شد که بعضاً هستند و نیستند در این مجلس. از این‌شمار نام آقای بهبودی و سرهنگی شایان یاد است. فزون بر این کار بزرگ دو کار دیگر آقای فخرزاده در این طریق سی‌ساله قابل ذکرست، یکی تأسیس دفاتر ادب پایداری استانها که به این سبب کتابهای متعددی در استانها به مجموعه‌ی ادبیات تاریخی انقلاب و جنگ افزوده شد و دیگر ورود به حرکت و سوق تدریجی مجموعه‌ی خاطره‌یابی و خاطره‌پرسی دفتر ادبیات انقلاب به طلیعه‌ی روش تاریخ شفاهی. این دوندگی‌ها و هَروله‌های بی‌وقفه آقای فخرزاده البته هیچ‌گاه مجال خودنمایی نیافت. حتی بعضاً و گاه معرض پاره‌ای بی‌التفاتی‌ها هم واقع شد؛ اما رسم وفای به عهدْ ملامت کشیدن است و خوش بودن، که در این طریقتْ کافری است رنجیدن.*
به گفته کمری؛ گاه از آقای فخرزاده به آه و افسوس شنیده‌ام که چون دیگران مجال نیافته از فراهم‌آورده‌های خودش کتابهایی فراهم کند؛ باید بگویم هستند ـ و کم نیستند ـ کسانی که بتوانند از آورده‌های او کتاب‌های متعدد برآورند، آنچه اهمیت دارد این است که او توانسته است بسیاری از رخدادها را از نبود و نیست روایت‌نشدن بِرهاند و به هَست شُدن و بودن برساند. اما غَبن و افسوس این است که شیخ ما تا به حال فرصت نیافته سوانح و خاطراتِ خاطره‌جویی‌ها و خاطره‌پرسی‌های خود را بیان یا کتابت کند. بی‌گمان اگر روزی این مطلوبِ فعلاً مفقود صورتِ موجود پیدا کند ما با کتابی بی‌نظیر از تجربه‌های زیسته، بلکه مقامات شیخ خاطره‌پویان مواجه می‌شویم که تعلیم‌نامه‌ای خواهد بود برای روندگان این طریق. امیدوارم تحقق این آرزو به دیر و دور احاله نشود و به‌زودیِ زود جامه‌ی عمل بپوشد. تجلیل از شیخ حکایت‌پوی ما، تکریم از روایت رویدادهای گونه‌گون انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس و همه‌ی کسانی است که در مسیر پی‌جویی و گردآوری مواد و منابع تاریخی این عهد، بی‌دریغ و درنگ کوشیده‌اند. خداوند یار و مددکار هماره‌ی ایشان باد.
 


متن خبر
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن