اخبار گزارش

10:17
6 بهمن 1393

جشن انتشار ماهنامه «سه نقطه» برگزار شد

طنز زاده بحران‌هاست

مراسم جشن انتشار ماهنامه طنز سه نقطه با حضور شخصیت هایی همچون محسن مومنی شریف؛ رییس حوزه هنری، مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، دکتر احمد توکلی، نماینده مجلس شورای اسلامی، محمد حمزه زاده؛ مدیر عامل انتشارات سوره مهر، حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری، رضا امیرخانی، ابوالفضل زرویی نصرآباد، ناصر فیض، اسماعیل امینی، فاضل نظری، علیرضا قزوه؛ مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری، هادی مقدم دوست فیلم نامه نویس و کارگردان و با حضور جمعی از طنزپردازان، طنز نویسان و با اجرای شهرام شکیبا برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، در ابتدای این مراسم حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری به بیان سخنانی پرداخت که از خبرنگاران خواست این مطالب را انعکاس ندهند. در ادامه مرتضی سرهنگی گفت: یک بار اسیری عراقی به من گفت: چرا شما ایرانی‌ها اینقدر طناز هستید؟ صحبت من با آن اسیر طولانی شد اما به طور خلاصه بگویم که طنز در بحران‌ها بوجود می‌آید و زمان جنگ طنزهای زیادی متولد شد. امروز هم می‌توان در بدترین شرایط لطیفه‌هایی را دید که توسط مردم زاده می‌شوند.
وی افزود: این همه حرف من بود اما یک خاطره هم بگویم و آن اینکه عراقی‌ها از کوکوسبزی بدشان می‌آید. یک بار به اردوگاه اسرای عراقی در گرگان رفته بودیم و اسیران عراقی برایمان نمایشی را آماده کرده بودند؛ نمایشی که در آن آدمخوارها، توریست‌ها و مسافران را می‌خوردند. یکی از اسیران عراقی که نقش رئیس قبیله را داشت به سراغ یکی از قابلمه‌های صحنه بازی رفت و وقتی در آن را باز کرد با تعجب و عصبانیت خارج از نقش فریاد زد: کوکو!

طنز آدم سخت را نرم می‌کند
احمد توکلی نماینده، مجلس شورای اسلامی گفت: من طنز را دوست دارم چون روزنامه نگار هستم و طنز ابزاری است که می‌تواند حقایق را به گونه‌ای مطرح کند که کسی نرنجد و پیام آن حقیقت را درک کند.
وی افزود: من امید مهدی نژاد را از چند سال پیش می‌شناسم. یک بار یکی از طنازان با یکی از نمایندگان مجلس شوخی کرده بود و آن نماینده از آن خبرنگار طنزپرداز شکایت کرد. بعد از آن دیدم که مهدی نژاد در مجله پنجره یا مثلث طنزی نوشت و با شکایت آن نماینده شوخی کرد. من هم آن طنز را به نماینده مذکور نشان دادم و به او گفتم شکایتت را پس بگیر و او هم شکایتش را پس گرفت. بعد از آن به امید گفتم حالا یک طنز تشکرآمیز بنویس. طنز این خاصیت را دارد که آدم سخت را نرم کند.
وی در ادامه گفت: اما یک لطیفه هم برایتان بگویم. فردی پیش قاضی پرونده‌اش رفت و گفت من خواستارعدالتم و چیزی جزعدالت نمی‌خواهم و برایش ۵ میلیون هم می‌دهم. روز اول دادگاه، قاضی تماما به حرف‌های او و مدارکش توجه کرد اما روز دوم آن مرد دید که قاضی هیچ توجهی به او ندارد و بعد از چند اشاره فریادش بلند شد که آقای قاضی من خواستار عدالتم و شما را به پنج تن قسم دادم. قاضی در جواب گفت به دادگاه احترام بگذار و سر جایت بنشین. طرف مقابل تو دیروز مرا به ۱۴ معصوم قسم داد.

پدرم گفت دنبال کار آبرومندتری بروم تا طنز
ناصر فیض در این مراسم گفت: وقتی تعدادی از آثار طنزم را به پدرم نشان دادم به من گفت کار آبرومندانه‌تری سراغ نداشتی؟ بدانید طنزنویسی کار سختی است. یکی از جریانات مهم طنز در کشورمان مجله گل آقا بود متاسفانه در یک مقطع قطع شد که نباید این اتفاق می‌افتاد. 
این طنزپرداز گفت: نوع طنزی که مجله سه نقطه به آن توجه دارد با گونه‌های دیگر متفاوت است چون اینجا حوزه اندیشه و هنر اسلامی است و فکر کنم دوستانمان در مجله این نگاه را مدنظر خواهند داشت.


80 درصد طنزهایی که منتشر می‌شوند ناقض حریم اشخاص هستند
اسماعیل امینی، شاعر و طنزپرداز در این برنامه گفت: افتخارمان این است که امت پیامبری هستیم که به اخلاق خوشش معروف است و بیش از آنکه با اعجاز مادی‌اش مردم را جذب کند با اخلاق خود آنها را جلب می‌کرد. اما چنین چیزی در وجنات ما دیده نمی‌شود؛ یعنی اخلاقمان، حرف زدنمان، حتی معطر بودنمان و آراسته بودنمان به پیامبر شباهتی ندارد ولی آنهایی که دورتر هستند و یا کاره‌ای نیستند، نسبت به ما به پیامبر نزدیکترند.
وی افزود: اینکه چیزی را به عنوان خط قرمز معرفی می‌کند برای اهل سیاست است من به چیز مهمتری قائلم که با دین و فرهنگ ما سر وکار دارد: حریم. خط قرمز مفهومی برساخته و جعلی است. مثلا به ما می‌گویند امروز حرف زدن و نوشتن درباره قیمت تخم مرغ ممنوع است و فردا عیب ندارد. از این بخشنامه‌ها می‌آید از بچه‌های مطبوعاتی آنها در دیده‌اند این بخشنامه‌ها برای آنهایی که صادرشان می‌کنند، اعتبار دارد اما حریم همیشه معتبر است. احترام میان پدر و فرزند، شاگرد و معلم و زن و شوهر و ... حریم هستند.
امینی ادامه داد: اگر توجه کنید خط قرمزها خیلی نگهبان دارد و خیلی آدمها هستند که به خاطر خط قرمزها پرونده سازی می‌کنند و بلایی که این خط قرمزها به سر حریم‌های ما آورده بسیار خانمانسوز است. امروز آسمان و زمین و اکثر رسانه‌های ما پر از نقض حریم‌هاست. ۸۰ درصد طنز رادیو و تلویزیومان حریم افراد را نقض می‌کنند به این ترتیب احترام معلم، پدر و مادر و همسر رعایت نمی‌شود چون اینها رها شده و هیچ نگهبانی ندارد در حالی که بنای فرهنگ بر همین حریم است.
این شاعر گفت: نقش مضحکی که از خط قرمزهای سیاست کشیده‌ایم خیلی مراقب دارد. یک بار مردی آمده بود مرا تهدید می‌کرد که من فامیل دکتر فلانی رئیس یا مدیر فلان وزارتخانه هستم! به او گفتم دکتر فلانی تا وقتی مدیر آن اداره است ارزش دارد و بعد از رفتنش از آن اداره یک عابر معمولی است. بنابراین یک هیبت پوشالی است. به دلیل همین هیبت‌های پوشالی است که از روزنامه‌نگاران می خواهم وارد خط قرمزهای آنان نشوند چون فکر می‌کنند خودشان مظهر کمال هستند. من تا جایی که می توانستم گفتم و نوشتم که این مسئله، ویرانگر اخلاق است اما هیچ کس نگران این حریم‌ها نمی شود. حالا بگو بالای چشم فلان مدیر ابروست تا سرت بریزند و نگذارند حرف بزنی. همین اخلاق است که سرایت پیدا کرده و تو نمی توانی بگویی راننده تاکسی بداخلاق است چون راننده تاکسی‌ها فردایش کفن پوش می شوند یا نمی توانی بگویی فلان دکتر رشوه می گیرد، چون فردایش صدای دکترها درمی‌آید.
امینی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در راهروهای دادگستری افرادی به نام کارچاق کن قاضی وجود دارند که می‌گویند پول بده تا نوبت دادگاهت را پیش قاضی جلو بیاندازند. این تیپ آدم‌ها نگهبان دارند اما حریم‌ها نگهبان ندارند. جالب است که آن نگهبان دارد و این ندارد و آنکه باید نگهبان داشته باشد این است. هر وقت می‌خواهند جلوی نشریه یا کاری را بگیرند می‌گویند «گفتند نشود» و این یعنی یک خورزوخانی که شخصیت مبهمی دارد. کتاب منوچهر احترامی چند سال است که چاپ شده اما نمی‌گذارند توزیع شوند آقای خورزوخانی که تکثیر شده‌ای و در جامعه پخش شده ای، با اسم خودت به میدان بیا و حرف بزن! در یک اداره یک طلبه ۲۲ ساله رئیس شده بود. او خورزوخان آن اداره بود یعنی هر چه متخصصین اداره تنظیم می‌کردند و می‌گفتند خراب می کرد دلیلش هم برداشت‌های خودش بود که آنها را به نظر مقامات بالا وصل می‌کرد.


تربیت طنزپردازان جوان مهمترین کار این نشریه باشد
رضا امیرخانی، رمان نویس در این مراسم گفت: اگر امید مهدی نژاد این مجله را راه نمی‌انداخت، شرایط بهتری داشت یا حالا؟ فکر می‌کنم اگر راه نمی‌انداخت وضع بهتری داشت چون می‌توانست چند کتاب شعر و طنز چاپ کند. از آن طرف قصه، آیا بعضی از اسامی بزرگی که با این مجله همکاری می‌کنند، به آن نیاز دارند مگر آقای زرویی یا فیض به همکاری با این مجله محتاجند؟ فکر نمی‌کنم چنین باشد پس اگر فکر کنیم که مهدی نژاد جایی درست کرده تا طنزپردازان بزرگ در آن جمع شوند، اشتباه کرده‌ایم.
وی افزود: چیزی که مهم است این است که مهدی نژاد ظرف چند سال تیمی از جوان‌ترها را سامان‌دهی کند. پیشتر برای سومین سال انتشار مجلات جشن می‌گرفتند اما حالا وضع خیلی خراب است که برای انتشار سومین شماره یک مجله جشن می‌گیریم. کاری که امید می‌کند جمع کردن و تربیت عملی یک گروه است. این است که برای یک حوزه هنری مهم است و به نظرم باید از آن حمایت کند. من هم چند سال پیش این کار را کرده‌ام و به یاد دارم که زرنگی می‌کردم و از آقای زرویی مطلب می‌گرفتم تا در سایت خودم هم انتشارشان بدهم.
نویسنده رمان قیدار ادامه داد: اگر بخواهیم علم جفر را به انتشار مجلات ربط بدهیم، به شما می‌گویم تاریخ سال انتشار مجله را تقسیم بر ۴ کنید. اگر باقیمانده ۳ بود وضع مجله خطرناک است اگر باقی مانده صفر شد یعنی وضع مجله خیلی خطرناک است چون دولت‌ها در کشور ما ۴ سال یک بار عوض می‌شوند.


باید یارانه کار طنز را بپردازیم
ابوالفضل زرویی نصرآباد گفت: باید سختگیر باشیم و با دقت و ظرافت نقد کنیم بنابراین خواهشم این است که در مورد نشریه سه نقطه، این کار را بکنیم. تصور ما این است که طنزپرداز یک آدم الکی خوش است. تصور بکنید عده‌ای در طبقه ۲۵ یک ساختمان در آسانسور گیر کرده‌اند، پیرمردی سکته کرده، پیرزنی نیاز به اسپری آسم دارد، یک کودک دستشویی دارد و ... در این میان فردی حضور دارد که او هم مانند دیگران گیر کرده و مشکلات خودش را دارد اما سعی می کند با شوخی کردن به مردم گیر افتاده روحیه بدهد. در این راه عده‌ای به او خرده هم می‌گیرند که چه وقت خنده است؟ او همان طنزپردازی است که در جامعه حضور دارد و دست به تولید طنز می‌زند. بنابراین می‌خواهم  که از این گروه مظلوم حمایت شود.
این طنزپرداز پیشکسوت گفت: ما هنوز به این نتیجه نرسیده‌ایم که شادی هزینه دارد. در دوران قدیم هزینه شادی را می‌پرداختند. به نظرم دولت یا مقام‌های مسئول نباید برای القای شادی تنها به حق التحریر و مسائل این چنینی بسنده کنند. بیهقی در دربار غزنویان دبیری می‌کرد و زندگی‌اش را از این راه می‌گذارند؛ طلخک هم سوبسید می‌گرفت و درباریان را می‌خنداند و از این راه زندگی‌اش را می‌گذراند. باید یارانه کار طنز را جدی گرفت.
زرویی گفت: این روزها من از انیمیشن‌هایی لذت می‌برم که یک عده‌ای در ایران از آنها یهودی و صهیونیست بیرون می‌کشند. امام علی می‌گوید بزرگترین گناه ترس است و این جمله را بارها و بارها بر دیوار بقالی‌ها و قصابی‌ها دیده‌ایم اما هیچ اثری بهتر از انیمیشن خارجی کمپانی هیولاها، این جمله امام علی را تبلیغ نمی‌کند. که بچه‌ها را از لولو نترسانیم. این همه سال کار کرده‌ایم آیا موفق شدیم کاری کنیم که بچه ها از لولو نترسند؟ در همین انیمیشن‌ها وقتی اسم عوامل کار به عنوان تیتراژ پایانی بالا می رود، ۱۲ برابر عوامل سریال مختارنامه اسم می بینیم. این افراد موفق شدند کار جمعی کنند ولی ما از اهمیت کار جمعی غافلیم.


متن گزارش
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن