کتاب معرفی کتاب

حماسه یاسین

نمای نزدیک:یعنی این همه ماهی عاشق وجود داشته که می‌زده به آب و از آن سو به شکل پرنده پر می‌کشیده به آسمان؟ یعنی این غواص‌ها ترس از مرگ را از پا در آورده بوده‌اند ؟ سیدمحمد انجوی‌نژاد در کتاب «حماسه یاسین» نشان می‌دهد که همه اینها عین حقیقت است. این غواص دوران جنگ، خاطراتش را از مهرماه 1365 آغاز کرده که ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺮﺍﻣﻴﺪﺍﺷﺖ ﺷﻬﺪﺍﻱ ﻭﺍﺣﺪ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻟﺸﻜﺮ ۲۱ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ(ع) در مشهد بوده اما ناگهان خبر می‌رسد که مرخصی‌ها لغو شده و همه باید به منطقه بازگردند. انجوی‌نژاد به اهواز می‌رود، به مقر خودشان، قرارگاه شهید وزین. از آن‌جا همگی به خرمشهر می‌روند و در مرغدانی نیمه‌مخروبه‌ای مستقر می‌شوند تا ﻃﻲ ﻳﻚﺁﻣﻮﺯﺵ ﻓﺸﺮﺩﻩ، ﻋﺪﻩ‌ای ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺮﺩﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «ﻳﺎﺳﻴﻦ». انجوی‌نژاد از این آزمون دشوار موفق بیرون می‌آید و می‌شود از غواصان گردان یاسین. بعد هم از دوستی‌ها و شوخی‌ها و راز و نیازهای عاشقانه بچه‌ها برایمان می‌گوید. تا می‌رسد به عملیات کربلای 5. حالا او در این جا راوی یکی از غریب‌ترین و شگفت‌ترین صحنه‌های جنگ عراق علیه ایران می‌شود و چنان پرواز بی‌پروای یکایک دوستانش را در آن طوفان آتش و رودخانه و خون و گلوله شرح می‌دهد که فقط و فقط باید خواند و هر گونه توضیحی از ملاحت و حلاوت توأمان آن می‌کاهد.

تاریخ نشر: مهر 1392

تعداد صفحات: 143

قطع: رقعی

شابک: 1-604-471-964-978

نوبت چاپ: سی و پنجم

قیمت: 100,000 ریال

شمارگان: 2200

 

نمای میانی:حجت‌الاسلام سید محمد انجوی‌نژاد متولد سال ١٣٤٧ در تهران است، اما از سیزده سالگی همراه با خانواده خود به مشهد رفته است. وی با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌ها شتافت و پس از پایان جنگ وارد دانشگاه شد و در رشته مدیریت تحصیل کرد. انجوی‌نژاد همزمان تحصیلات حوزوی خود را شروع کرد و پس از پایان دوران کارشناسی و اخذ فوق لیسانس مدیریت، کلاس‌های حوزوی را ادامه داد.

نمای دور:سیدمحمد انجوی‌نژاد: بعد ﺍﺯ ﺟﻨﮓ، ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥﺟﻨﮓ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﻳﺎﺑﺪ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺩﺳﺖ ﺍﺑﻮﻫﺮﻳﺮﻩﻫﺎﻱ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﺮﻳﻒ ﺑﺒﻨﺪﺩ؛ ﻭﻟﻲ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻧﻤﻲﺭﻓﺖ. ﻃﻲ ﺣﻮﺍﺩﺛﻲ ﻛﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ، ﺑﻪﺧﺼﻮﺹ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻛﺘﺎﺏﻫﺎﻱ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻭ ﻫﻨﺮ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺣﻮﺯه ﻫﻨﺮی، ﺑﺮ ﺁﻥﺷﺪﻡﻛﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ.
یک شب در حالی که از لحاظ روحی دگرگون بودم شروع به نوشتن خاطرات خود کردم و این کار از ساعت 7 شب تا 2 نیمه شب به طول انجامید؛ 2 سال بعد که یکی از هم‌رزمانم این خاطرات را دید، کتاب را خواند و با خود به تهران آورد تا اینکه آقای محمود جوانبخت از دفتر ادبیات و هنر مقاومت شخصاٌ به مشهد آمدند و ماحصل کار حماسه یاسین شد.
ﺍﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﻳﻢ ﻣﻲﻛﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﭘﺮﻓﺘﻮﺡ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢﺳﻨﮕﺮﺍﻥ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻬﺪﺍﻱ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺷﺎﺩ ﺩﻭ ﺷﻬﻴﺪ ﻋﺰﻳﺰ: ﻋﻠﻲ ﺷﻴﺒﺎﻧﻲ ﻭ سید ﻫﺎﺩﻱ ﻣﺸﺘﺎﻗﻴﺎﻥ. 

از کتاب:ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﻱ ﭼﺎﺷﻨﻲ ﻧﺎﺭﻧﺠﻜﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﻧﺎﻝ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻴﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺣﻤﺰﻩ ﻭ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎ. ﺣﻤﺰﻩ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻌﻄﻠﻲ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺭﻭﻱ ﻧﺎﺭﻧﺠﻚ! ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺣﻴﺮﺕ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻳﻢ. ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ، ﻧﺎﺭﻧﺠﻚ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ. ﺿﺮبه ﺷﺪﻳﺪﻱ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﻮﺯﺵ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺗﻜﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﺳﻼﺣﻢ ﺑﺎ ﺷﺪﺕ ﭘﺮﺕ ﺷﺪ. ﺑﻠﻨﺪ ﻛﻪ شدم، جنازه ﺗﻜﻪﭘﺎﺭه ﺣﻤﺰﻩ ﻣﻘﺎﺑﻠﻢ ﺑﻮﺩ.صفحه 56

از همین قلم:گامی تا منزل یار(طوبای محبت) لخته‌های دل(طوبای محبت) دروازه‌ای به سوی خوبی‌ها (مشکوه قلم) بساط قرب پیرامون نهج‌البلاغه (طوبای محبت) شرم و حیا (مشکوه قلم) اثرات گناه(طوبای محبت) حیات جان(طوبای محبت) انسان و نفس: گام‌های نخستین در تربیت نفس(طوبای محبت) و ...
افتخارات:ـ برگزیده چهارمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس
ـ برنده لوح تقدیر آثار ادبی بیست سال دفاع مقدس
برنده ممتاز بیست سال ادبیات دفاع مقدس در سال 1379

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
889


بستن