کتاب معرفی کتاب

گل انارها را باد می‌برد

واگویه‌های درونی از روزگاران دور تا امروز، از شکست صفویان تا برآمدن محمود افغان، از دغدغه‌های روزهای جنگ ایران و عراق و خاطره ‌مانندی از روزهای دفاع مقدس، از پرپر شدن گل‌های انار و کودکان جنگ.

تاریخ نشر: خرداد 1389

تعداد صفحات: 121

قطع: رقعی

شابک: 5-065-506-964-978

نوبت چاپ: سوم

قیمت: 40,000 ریال

شمارگان: 2500

 

«گل انارها را باد می‌بُرد» مجموعه‌ای است رنگ ‌به رنگ، چون طبقی از گل‌های گونه‌گون که هر کدام عطر خود را دارند؛ چراکه هادی حکیمیان در هر داستان از این کتاب، فضای متفاوتی را تجربه کرده و به نگارش در آورده است.
او در داستان«قمقمه»، راوی صحنه شهادت رزمنده‌ای است، درست در لحظه‌ای که آن اتفاق خون‌بار روی می‌دهد. اما در داستان‌های «خودکار آبی» و «جوراب‌ها» خواننده را با خود به دوران خدمت سربازی و دشواری‌هایش می‌برد. در داستان«عروسک»، هنگام دیدن یک فیلم در سینما واقعیت و دنیای درون فیلم‌ها درهم می‌شوند و فضایی سرخوشانه می‌آفرینند. داستان «ساعت بیست و پنج» اما از خیانت و دورویی سخن می‌گوید.
 حکیمیان با داستان«اسم بچه‌مان باشد دانیال» از جوانی سخن می‌گوید که از حال‌وهوای بچه‌های جبهه دور است  و حالا با چشمان خود شجاعت و دلیری رزمندگان را می‌بیند.
«عروسکی برای دخترم» هم جهانی یکسر متفاوت با دیگر داستان‌های حکیمیان دارد. او در این جا راوی  ماجراها و دغدغه‌های  نویسنده‌ای است که جهان قصه‌هایش را با واقعیت یکسان پنداشته اما فقر چون حقیقتی سمج پیش رویش ایستاده است.
حکیمیان در چند داستان کتابش هم محل اتفاقات را به روستاها و باورهای کهنه می‌برد: ننه باجی، انار باغ کردی، یلدا، شبی که سگ‌ها آمدند...
ولی در چند داستان دیگر، فضا را می‌برد به تاریخی دورتر و از عصر صفویان سخن می‌گوید. مثل خود داستان«گل انارها را باد می‌برد» که قصه‌ای است  شاعرانه و  اندوهناک در باب تاریکی و ستم و البته عشق.
886


بستن