کتاب معرفی کتاب

زیر درخت انجیر

نمای نزدیک:داستان‌های این کتاب با لحنی کودکانه روایت شده‌اند چون راوی در همه داستان‌ها اول شخص است و همان کودک شیطانی است که مرتب از زیر کار در می‌رود و پی بازیگوشی‌ است. اسامی و افراد در داستان‌ها واحد و ثابت هستند. به همین خاطر این ظن به وجود می‌آید که راوی احتمالا کودکی خود نویسنده باشد و گوشه‌ای از خاطرات کودکی‌اش را در قالب داستان ریخته‌است. البته می‌توان از این زاویه‌ هم به ‌موضوع نگاه کرد که تواضعی تعدادی شخصیت را از واقعیت الهام گرفته و داستان‌هایش را براساس آن‌ها نوشته است چون داستان‌های کتاب به‌مرور سال‌ها و طی سال‌های 72 تا 77 نوشته‌شده‌اند. داستان‌ها هم علاوه‌بر زبان روایت‌شان، از نظر موضوعی با هم اشتراک دارند و این نقطه مشترک هم همان شیطنت‌ها و بازیگوشی‌های پسری نوجوان است. پسر شیطان کتاب، در هر داستان، یک خرابکاری به بار می‌آورد که باعث شکل‌گیری اتفاقات آن داستان می‌شود. کار اصلی تواضعی، فعالیت‌های مطبوعاتی است. شاید یکی از دلایل جایزه‌گرفتن این کتابش، بهره‌گیری مناسب از لحن ژورنالیستی و روزنامه‌نگارانه او در نوشتن داستان‌های این کتاب باشد. به‌علاوه با توجه به کتاب‌هایی که به گفته خودش از هوشنگ مرادی کرمانی و یوسف علیخانی خوانده است، می‌توان از علاقه‌اش به فضاهای ساده و روستایی که داستان‌های این کتابش در آن‌ها می‌گذرد، پرده برداشت.

تاریخ نشر: دی 1388

تعداد صفحات: 80

شابک: 2-850-471-964-978

نوبت چاپ: دوم

قیمت: 19,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی:جابر تواضعی متولد سال 58 در کاشان است. در کارنامه او آمده است: فارغ‌التحصیل مهندسی معدن، فارغ‌التحصیل روزنامه‌نگاری، فارغ‌التحصیل دوره آموزش فیلمنامه‌نویسی ویژه داستان‌نویسان جوان کشور از بنیاد سینمایی فارابی و فارغ‌التحصیل دوره تخصصی تربیت مدرسین و مربیان کارآفرینی در گرایش «طرح تجاری (BP)» و «کارآفرینی». او نوشتن را از سال 70 آغاز کرده و کتاب‌هایی در حوزه‌های کودک و نوجوان، گزارش، خاطرات و ... دارد.
نمای دور:«زیر درخت انجیر» مجموعه‌ای از ‌داستان‌های کوتاه است که برای رده سنی کودکان‌و‌نوجوانان نوشته شده‌اند. فضای داستان‌های کتاب ساده و روستایی هستند که آرمان‌ها، امیدها و شیطنت‌های کودکان‌و‌نوجوانان را به نمایش می‌گذارند؛ بچه‌هایی که حرف مادران را گوش نمی‌‌دهند و بیشتر به بازی‌ها و سرگرمی‌های خود سرگرم‌اند، ولی این موضوع به مذاق بزرگان محله خوش نمی‌آید. در داستان زیر درخت انجیر که اولین داستان کتاب است، پسری شب تا روز در کوچه به دنبال بازی‌های کودکانه است. اما یک تیرو‌کمان کم دارد که مادرش از خریدش ابا دارد...
زیر درخت انجیر، گلوله‌های شیشه‌ای، ماهی سبز، قیقاج کبوترها، جمعه گس، عروسی و حاجی فیروز نام 7 داستانی است که تواضعی با لحن و فضایی مشابه برای نوجوانان نوشته است. این کتاب برای اولین بار در سال 83 به چاپ رسید و چاپ سومش طی 6 سال بعد یعنی در سال 89 به بازار آمد.

از کتاب:کفترم را خوب وارسی کردم که ببینم زخمی شده یا نه. طوریش نبود. فاطی با جارو و خاک‌انداز آمد پایین جارو کرد. من لب حوض نشسته بودم و نگاهش می‌کردم. وقتی رفت، فکری به کله‌ام زد. کبوتر را گرفتم جلوی صورتم و صاف زل زدم توی چشم‌های ریزش؛ همان‌جوری که مرضیه بهم زل زده بود.
صفحه 36

از همین قلم: سر زدن به خانه پدری (مطالعات و روشنگران زنان) علامه طباطبایی(مدرسه) دوره درهای بسته4 (روایت فتح) کتاب پرستاران (روایت فتح) میمون شیطون بلا (صهبای اندیشه)

افتخارات:ـ برگزیده پنجمین کتاب سال جشنواره غنی‌پور
ـ برگزیده نهمین جشنواره مطبوعات

افزودن به سبد خرید
885


بستن