کتاب معرفی کتاب

پاییز در قطار

نمای نزدیک:مزینانی پسرکی چشم‌آبی آفریده‌ است، به نمایندگی از سوی همه آنها که شهر و دیارشان را رها کردند و به جبهه‌ها شتافتند. اما در ابتدای داستان، او دارد با قطار بر می‌گردد به خانه‌اش و در همان اولین سطور، ناگهان با تابوت‌هایی مواجه می‌شود، پوشیده با پرچم‌های سه‌رنگ، شناور در میان تکه‌های یخ. پسرک چشم‌آبی اول حیرت‌زده و سرگردان می‌شود و ما گمان می‌کنیم که او کودکی است دور از این صحنه‌ها و قضایا. اما خیلی زود روشن می‌شود که او خود از اهالی جنگ است و با قطار به سمت خانه باز می‌گردد؛ قطاری که مزینانی ذاتاً شاعر، تصاویر و تشبیهات درخشانی از آن به دست می‌دهد. ‌در هر ایستگاه هم از قطار، شهید یا شهیدانی را پیاده می‌کنند تا قطار به ایستگاه آخر می‌رسد و پسرک چشم‌آبی به دیارش. اسب سفیدش که سخت دلتنگش بوده به پیشواز او می‌آید. ننه ربابه هم که پیرترین زن دنیاست و مادر و پدر پسرک هم از این اتفاق مبارک، شادی می‌کنند. پسرک با اسبش لحظاتی سرخوش و شاد را تجربه می‌کنند و خانمی، سگ خانه، به آنها حسادت می‌ورزد. حالا مزینانی با ساختارشکنی قدرتمندی، داستان را از چشم و ذهن سگ روایت می‌کند و اوست که از خواسته‌ها و آرزوهایش سخن می‌گوید. پسرک دوباره به جبهه می‌رود و سرانجام در هیئت همان مردگان زنده که در تابوت‌های پرچم‌‌پوش دیده بود، با قطار برمی‌گردد.

تاریخ نشر: آبان 1389

تعداد صفحات: 48

شابک: 507-506-964-978

نوبت چاپ: چهارم

قیمت: 11,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی: اهل دامغان است و نامش با کتاب «شاه بی‌شین» گره خورده. نویسنده متولد ۱۳۴۲، فعالیت ادبی‌اش را خیلی زود یعنی از سن ۲۱ سالگی آغاز کرده و نگاهی به کارنامه پروپیمانش در زمینه شعر و داستان کودک و نوجوان، تحقیق، سفرنامه، طنز و ... نشان می‌دهد که نوشتن در تمام این سال‌ها دغدغه اصلی‌اش بوده است. محمدکاظم مزینانی سابقه فعالیت مطبوعاتی هم دارد و کتاب‌هایش تاکنون جوایز بسیاری دریافت کرده‌اند.

نمای دور:محمدکاظم مزینانی: اصل سوژه داستان «قطار در پاییز» مربوط به خبری است که از تلویزیون شنیده‌ام که در آن خبر مادر شهیدی که در روستا زندگی می‌کرد می‌گفت همزمان با شهادت پسرش در جنگ تحمیلی، اسب او در روستا مرده است. فکر کردم این خبر می‌تواند سوژه خوبی برای داستان باشد و بر اساس همین خبر رمان «پاییز در قطار» را به نگارش درآوردم.
در داستان شخصیت شهید دیده نمی‌شود و سعی کردم از طریق فضاسازی و ایهام حضور او در داستان احساس شود. در رمان «پاییز در قطار» سعی شده است با استفاده از یک درونمایه غیر مستقیم به موضوع جنگ پرداخته شود؛ چراکه من معتقدم در داستان عناصری چون جذابیت، گیرایی و خوش‌خوان بودن در کنار سبک و سیاق نوشتار بسیار اهمیت دارد لذا اگر مضمون داستان قوی باشد ولی این ویژگی‏ها را نداشته باشد، نمی‌تواند جایگاه واقعی‌اش را در بین مخاطبان پیدا کند.

از کتاب:خانمی با دیدن پسرک چشم آبی، خواست پارس کند و همه را از آمدن او باخبرکند، اما انگار که استخوان بزرگی در گلویش گیر کرده باشد، هیچ صدایی از گلویش بیرون نیامد. پس همان‌طور مات و مبهوت، ایستاد و به پسرک چشم آبی خیره ماند که خم شد و به نرمی نسیم، پیشانی ننه ربابه را بوسید.صفحه 47

از همین قلم:شاه بی‌شین (سوره‏ مهر) رازهای زندگی یک کلاغ (سوره‏ مهر) شعر‌های ناتمام (سوره‏ مهر) کلاغ‌های کاغذی (کانون پرورش فکری) سوار سوم (پیدایش) ماه در گهواره (رشد) و...

افتخارات:برنده بیست و چهارمین دوره کتاب سال در بخش کودک و نوجوان سال 85

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
871


بستن