کتاب معرفی کتاب

مثل دختر گل ها

نمای نزدیک:«مثل دختر گل‌ها» کتابی است متعهد به معیارهای زیبا‌شناختی در ادبیات نوجوان؛ کتابی که قصه‌هایش را در قالب یک ژانر محدود نمی‌کند. اگر در بین داستان‌های کتاب به دنبال ویژگی‌های مشترکی باشیم، نثر قوی و روان نویسنده، پایان‌بندی‌های غافلگیر کننده و به دور از کلیشه‌های جاری، شاعرانگی کودکانه و موضوعات ناب و دست اول، از جمله نقاط مثبت مشترک در همه آنهاست. کتاب با داستان «با چه زبانی تشکر کنم» آغاز می‌شود که با لحنی طنز و واقعگرایانه، قصه دختربچه‌ای را روایت می‌کند که بعد از عمل لوزه‌هایش، متوجه می‌شوند زبان کوچک ندارد. فضای سرخوشانه این قصه در داستان بعدی یعنی «کسی که ازپرنده‌ها بدش می‌آید» به فضایی بدل می‏شود که سرشار از نشانه‌های درخشانی است که زاییده ذهن راوی نوجوانند. فریبا کلهر در این داستان ماجرای افسردگی خاله قهرمان به خاطر مرگ مرغ عشق‌هایش را بیان می‌کند؛ اگرچه در این فضای کاملا شاعرانه نیزلحن طنز خود را از دست نمی‌دهد. «مثل دختر گل‌ها» یکی از زیبا‌ترین داستان‌های این مجموعه است که به تلاش دختری در پروشگاه برای جلب توجه خانواده‌هایی می‌پردازد که به دنبال فرزند هستند. داستان‌های دیگر مجموعه در فضای قصه‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای روایت می‌شوند که جذابیتی مضاعف به کتاب می‌بخشند.

تاریخ نشر: اردیبهشت 1388

تعداد صفحات: 80

شابک: 3-704-506-964-978

نوبت چاپ: اول

قیمت: 80,000 ریال

شمارگان: 2500

نمای میانی:ایان تابستان ۱۳۴۰ در کرمانشاه به دنیا آمد و از دو دهه بعد، ردپایش در حوزه ادبیات داستانی کودک و نوجوان دیده شد. فریبا کلهر ۱۳ سال سردبیر ماهنامه سروش کودکان بود و با ویژه‌نامه کودکان روزنامه همشهری همکاری می‌کرد. کلهر بعد از انتشار بیش از ۴۰ عنوان کتاب کودک و نوجوان، قدم به دنیای ادبیات بزرگسال هم گذاشت. از میان کتاب‌هایش، «سوت فرمانروا» برنده جایزه کتاب سال بوده است.

نمای دور:فریبا کلهر: حس می‌کنم ارتباط من با دوران کودکی حفظ شده است و با اینکه سن و سالی از من می‌گذرد، نمی‌توانم از روحیات و حس و حال کودکان و دنیای آن‌ها جدا شوم. حتی گاهی حرف‌هایی می‌زنم که به منطق آدم‌های جدی جور در نمی‌آید، ولی به نظر خودم درست است. شاید بتوان گفت در زمینه ادبیات داستانی کودکان، من یکی از پیشتازان سبک فانتزی در ایران هستم. داستان‌های علمی تخیلی نیز نوشته‌ام. اما سبک فانتزی را دوست دارم و در این زمینه توانا‌تر هستم؛ ضمن اینکه فکر می‌کنم فانتزی، سبک زمان حال نیز هست. ۲۵ سال است برای کودکان می‌نویسم و این تجربه طولانی کار را برایم راحت کرده است. اما کار برای بزرگسالان دنیای دیگری است و سبک و سیاقی غیر از فانتزی می‌طلبد. بچه‌ها می‌فهمند که ما می‌خواهیم به زور چیزی را به آن‌ها بیاموزیم و از این یاد گرفتن فرار می‌کنند. ما نویسندگان همواره به دنبال کودکان می‌دویم.

از کتاب:حالا تنها کاری که می‌بایست می‌کردم، این بود که قلب خانم غمگین را تسخیر کنم. قبل از هر چیز می‌بایست به سر و شکلم می‌رسیدم. این بود که از سر غذا بلند شدم و خودم را به دستشویی رساندم. وقتی خودم را توی آینه دستشویی دیدم، از اینکه تودل برو نبودم غصه‌ام گرفت، و وقتی نگاهم به مو‌هایم افتاد، کینه خانم مربی عزیزمان را به دل گرفتم؛ چون او بود که تا کمی مو‌هایم بلند می‌شد، مرا کشان‌کشان تا سلمانی می‌برد. صفحه ۳۹

از همین قلم:هوشمندان سیاره اوراک (قدیانی) شوهر عزیزمن (آموت) شروع یک زن (ققنوس) پایان یک مرد (مرکز) ابروهای جادوئی کیو کیو (سروش) دختر آئینه پوش (سروش) سورت فرمانروا (محراب قلم) خدای من (مدرسه) بازگشت هرداد (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) و ...

 

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
746


بستن