کتاب معرفی کتاب

چشمه ی ماه

نمای نزدیک:قصه «چشمه ماه» یک نمایشنامه کودکانه در اهمیت وطن¬دوستی و دفاع از سرزمین مادری است. داستان از این قرار است که جمع زیادی از فیل¬ها در جنگلی زندگی می¬کنند اما چند سالی است که آنجا بارانی نیامده و فیل ها تصمیم می-گیرند به جای دیگری که آب و درخت های زیادی دارد، بروند. به پیشنهاد یکی¬شان، به سمت «چشمه ماه» جایی که یک چشمه بزرگ آب زلال دارد و خرگوش¬های زیادی آنجا زندگی می¬کنند، به راه می¬افتند. اما خرگوش ها از این اتفاق خشنود نیستند و نمی¬خواهند جایی را که در آن بزرگ شده¬اند، به همین راحتی تقدیم عده¬ای دیگر از حیوانات بکنند، به همین خاطر فکرهایشان را روی هم می¬گذارند و شبی که تصویر ماه در چشمه افتاده است، به فیل¬ها که تا کنار چشمه آمده¬اند، می-گویند که به ماه که سلطان چشمه است، احترام بگذارند. فیل¬ها نیز خرطوم¬هایشان را داخل آب می¬گذارند که با این کار، صورت ماه در چشمه از هم می¬پاشد. آنها از ترس، فرار می کنند و خرگوش¬ها دوباره دور چشمه جمع می¬شوند و جشن می-گیرند. مهری ماهوتی با این قصه قدیمی که برگرفته از کتاب «جوامع الحکایات» است، به کودکان می آموزد که باید از میهن خود دفاع کنند و بهترین کار هم در این خصوص، بهره بردن از فکر و اندیشه است و نه لزوماً جنگیدن.

تاریخ نشر: دی 1393

شابک: 4- 621- 175- 600- 978

نوبت چاپ: اول

قیمت: 100,000 ریال

شمارگان: 5000

نمای میانی:مهری ماهوتی 26 فروردین سال 1340 در بابل به دنیا آمد. بعد از گذراندن مقطع راهنمایی و دبیرستان به تهران آمد و تحصیل در رشته بانکداری را آغاز کرد اما از آنجا که میانه‌ای با اعداد نداشت، دانشگاه را رها کرد. ماهوتی سپس به صورت جدی وارد عرصه قصه‌نویسی شد و اولین قصه کودکانه او در «کیهان بچه‌ها» و اولین کتابش به نام « مثل خورشید» در سال 1372 به چاپ رسید.

نمای دور:مهری ماهوتی: نوشتن واقعاً دست خودم نبود. آنقدر شیرین و خواستنی بود که بی¬اختیار با یک دنیا شوق و شور به طرف آن می‌رفتم و می‌روم. حس خوبی است. زمان و مکان نمی‌شناسد. همیشه حضور خودش را ترجیح می‌دهد و اگر نتواند خلق شود، لج شما را درمی‌آورد. البته پشتکار مورچه‌ها از من بیشتر است؛ آنها وقتی زمین می‌خورند گریه نمی‌کنند، حتا به زمین فکر هم نمی‌کنند، سریع بلند می‌شوند و دوباره ادامه می‌دهند . ولی من… اگرچه درجا نمی‌زنم ولی غصه می‌خورم و خجالت می‌کشم، گاهی هم گریه می‌کنم... زمان که قلم به دست می¬برم، کودکم، یک کودک با همه خصوصیات کودکانه‌اش؛ گاهی بازیگوش و شاد، گاهی غمگین و بی¬حوصله، گاهی گرسنه و خواب¬آلود و گاهی هم نق نقو... همیشه به موازات نوشتن مطالعه می‌کنم. گاهی نوشتن را کاملاً کنار می‌گذارم و فقط مطالعه می¬کنم. خواندن خیلی اهمیت دارد اما من به هزار و یک دلیل نوشتن را ترجیح می‌دهم.

از کتاب :

خرگوش دانا:
آهای فیله، برو کمی جلوتر
خم شو و احترام بکن تو با سر
قصه گو:
فیل جلو رفت و توی چشمه خم شد
انگار که رفته پیش سلطان خود
خرطوم فیله، تا توی آب رسید
صورت ماه چشمه، از هم پاشید
فیله عقب عقب پرید و ترسید

از همین قلم:«چتر گل» (سوره مهر)، «گلبرگی در باد» (سوره مهر)، «خواب ناز غنچه‌ها»، (سوره مهر)، «بنگ و بنگ و بنگ شکار زرنگ»(سوره مهر)، «جنگجویان کوچک»(سوره مهر)، «نمار چشمه پاکی‌ها»(کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)، «آرزوی کوچک» (انتشارات مدرسه) و ...

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
2251


بستن