کتاب معرفی کتاب

گردان چهار نفره

نمای نزدیک:بازگشت ما به خاطره روزهای جنگ، بازخوانی تاریخی است که شکوهمند و بی‌بدیل است؛ و شاید یک جور ستایش دوباره و زنده نگه‌داشتن یاد آن مردان بزرگ در ذهن؛ مردانی که گاه هنوز پشت لبشان سبز نشده بود اما رمز استقامت را در میدان تیر و ترکش پیدا می‌کردند. «گردان چهارنفره» جنگ را در دنیای این نوجوانان روایت می‌کند. چهار نوجوانی که یک جان هستند در چهار جسم، و اگرچه مثل همه‌ هم‌سن و سال‌هایشان آرزو‌ها و ترس‌ها و خودخوری‌های خودشان را دارند، اما باکشان نیست که همین جان را هم برای انجام وظیفه‌ای فدا کنند که به آن‌ها محول شده است. داستان دهقان در ساختار و شکل‌، داستانی کلاسیک از جنگ است ؛ اما او به لحاظ پرداخت جزئیات و روابط آدم‌ها با یکدیگر تا حدودی سعی دارد به ادبیات مدرن جنگ نزدیک شود و همین موضوع خواندن کتاب را برای مخاطب امروزی جذاب می‌کند. همه جای داستان سرشار از نماد‌ها و نشانه هاست؛ بلدرچین‌ها که نماد سربازان ایرانی هستند و سگ‌هایی که نماد دشمنند. دهقان در ملتهب‌ترین فضای داستانش نیز لحن طنز خود را از دست نمی‌دهد و اگرچه اتفاقات در یک دوره زمانی کوتاه روی می‌دهد، اما تعلیق ماجرا و جذابیت شخصیت‌ها، قصه را همچنان جاندار و پر‌رمق نگه می‌دارد.

تاریخ نشر: مهر 1391

تعداد صفحات: 78

شابک: 5-903-471-964-978

نوبت چاپ: نهم

قیمت: ریال

شمارگان: 2500

نمای میانی:جنگ که تمام شد، او نوشتن درباره جنگ را آغاز کرد. بعد از «روزهای آخر» و «ستاره شلمچه»، اولین رمان خود یعنی «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» را نوشت که علاوه بر کسب جوایز داخلی، به زبان انگلیسی هم ترجمه شد و در دانشگاه‌های مختلف آمریکا در دسترس قرار گرفت. حالا چیزی حدود ۴۶ سال از تولد احمد دهقان درشهر کرج می‌گذرد و چیزی حدود ۱۶ سال از ورود جدی‌اش به دنیای ادبیات جنگ.

نمای دور:احمد دهقان: من نخواستم هیچ‌گاه جنگ را خارج از آن‌چه بوده است، نشان دهم، سعی کردم آینه تمام‌نمای جنگ باشم. شیرینی و تلخی را به این نمی‌بینم که جنگ را محکوم کنم یا نکنم، آدم‌های جنگ برای من مهم هستند که محکوم‌ناشدنی‌اند؛ یعنی آدم‌هایی که داوطلبانه در این عرصه وارد شدند و جنگیدند؛ با هر سرنوشتی که دارند. این سرنوشت‌ها برای من مهم است و چون می‌دانم این‌ها محکوم‌ناشدنی است، داستان خودم را می‌نویسم و می‌دانم خواننده از این واقع‌گرایی لذت می‌برد. من خود را وابسته به نسل آدم‌های جنگ‌کرده می‌دانم و خودم را در ادامه آن‌ها می‌بینم. گذشته در کوله پشتی من وجود دارد. همواره رزمندگان را به شکلی ترسیم کرده‌ام که بوده‌اند. همین مردم کوچه و بازار، نه موجودی فرا‌تر از انسان. همین آدم‌ها آمدند که نه پلید بودند و نه فرشته ولی در جبهه‌ها رشد کردند، چرا که آرمان‌های بزرگ داشتند.
از کتاب:دلم می‌خواهد بفهمند چه می‌گویم، آن وقت التماس می‌کردم که بروند. آتش نزدیک‌تر می‌شود. فریاد می‌زنم، جیغ می‌کشم، دنبال بلدرچین‌ها می‌کنم تا اینجا نمانند. دارم خفه می‌شوم. بلدرچین‌های بزرگ‌تر پرزنان می‌روند آنطرف. جوجه‌ها مانده‌اند. آن‌ها را می‌گیرم. تند می‌روم آنطرف. ولشان می‌کنم و برمی‌گردم.صفحه ۷۳

از همین قلم:ناگفته‌های جنگ (سوره‏ مهر) سفر به گرای ۲۷۰ درجه (سوره‏ مهر) آزادی خرمشهر (سوره‏ مهر) ستاره‌های شلمچه (سوره‏ مهر) روزهای آخر (سوره‏ مهر) ماموریت تمام (سوره‏ مهر) ناگفته‌های جنگ (سوره ‏مهر) من قاتل پسرتان هستم (افق) و ...

افتخارات:منتخب بخش داستان جشنواره مهر در سال ۱۳۸۰ کتاب‌ ممتاز و تقدیرشده جشنواره ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در سال ۸۸

افزودن به سبد خرید
راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
212


بستن