کتاب معرفی کتاب

جاده جنگ - جلد اول

نمای نزدیک:این جاده جنگ است که روس‌ها با ابزار و ادوات جنگی‌شان هموار کرده‌اند و آغاز جاده، شرق ایران است. اما پیش از آنکه قوای روس به بهانه دفاع از ایران در مقابل آلمان‌ها به این سرزمین حمله کنند، همه چیز در آرامش بوده است. اصلاً جلد نخست از رمان بلندبالای «جاده جنگ» از آن‌جا آغاز می‌شود که یک سوار با زنی زیبا‌روی در هاله نقره‌گون سپیده‌دم به قریه ساکت بینالود می‌رسند. منصور انوری ادامه این فصل را می‌رساند به کوچ ایل قافله عشایری به رهبری گل‌مراد. بعد هم مخاطب را می‌برد به تماشای گشت‌زنی ژاندارم‌ها که برای مقابله با قاچاقچیان تریاک است. رضا دوست آن سوار و گل‌مراد هم جزو سربازان این ژاندارم‌هاست. اما دوستی‌ها نمی‌تواند برقرار بماند؛ چراکه شهریور 1320 است و زمان حمله روس‌‌ها به ایران. جنگنده‌هایشان هم به آسمان بینالود تجاوز می‌کنند، اما بمبی نمی‌اندازند و به جایش اعلامیه‌هایی پایین می‌ریزند که بگوید آنها برای مقابله با فاشیسم به ایران آمده‌اند. اما از سویی دیگر غرش تانک‌های روس در محور سرخس شنیده می‌شود. صحبت از تک‌تیرانداز ماهری هم هست به اسم مرگان که روس‌ها را کلافه کرده است. رضا سخت در پی آن است که این مرگان مرموز را پیدا کند. نهایتا هم برای عملی شدن نقشه‌هایش، دعوت روس‌ها را برای همکاری با آنان می‌پذیرد و همراه آنان به شاهرود می‌رود تا جلد نخست از «جاده جنگ» به پایان برسد و مخاطب، مشتاق و منتظر، جلد دوم را آغاز کند.

تاریخ نشر: اردیبهشت 1393

تعداد صفحات: 440

قطع: رقعی

شابک: 5-643-506-964-978

نوبت چاپ: ششم

قیمت: 199,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی:متولد 1334 در روستای بیش آقاچ از توابع شهرستان نیشابور است. منصور انوری با فیلمنامه «سلطان برهوت» در مسابقه فیلمنامه‌نویسی سازمان تحقیقات مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیما رتبه نخست را از آن خود کرد و از طرف صدا و سیما دعوت به همکاری شد. طی این همکاری آثار مختلف ادبی برای رادیو و تلویزیون به نگارش درآورد که از جمله آنهاست: آن یار سفر کرده، سفر عشق شراره و پرواز بر فراز افق.

نمای دور:منصور انوری: باید گفت در تمام کشورهایی که انقلاب صورت گرفته، هنرمندان و نویسندگانشان سعی می‌کنند که رمان‌هایی در خصوص انقلاب‌هایشان به نگارش در بیاورند. متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با توجه به انقلاب عظیمی که صورت پذیرفت رمان قابل توجهی به نگارش درنیامد و من بسیار منتظر پیشکسوتان بودم تا رمانی را منتشر کنند ولی متاسفانه کسانی که از من حرفه‌ای‌تر بودند این کار را نکردند و من تلاش‌های بسیار کردم تا بر اساس یک سری تحقیقات میدانی و شخصی که سینه به سینه برایم نقل شده بود رمان «جاده جنگ» را به نگارش در بیاورم. باید اعتراف کنم که جلدهای منتشر شده از این رمان تنها مقدمه‌ای بوده تا به انقلاب برسم؛ چرا که برای تحلیل و توصیف وقایع انقلاب لازم بود ریشه‌های آن را از قبل‌تر در قالب داستان بازگو کنیم تا با دیدی بازتر واقعه انقلاب و سال‌های دفاع مقدس و پس از آن تحلیل شوند.

از کتاب:محمدکیهان، متاثر و دردمند، اما محکم گفت:‌ «بیشه هیچ وقت خالی از شیر نمی‌مونه ... یکی‌ش مرگانه! ...هنوز روسا از تودهنی‌ای که توی تنگه باجگیران بهشون زده، گیج‌و ویج‌ان.»
رضا سر از آغوش محمدکیهان بلند کرد و راست ایستاد. در نی‌نیِ چشمان او برق امید می‌درخشید؛ هرچند هاله‌ای از اشک حدقه‌های چشم او را فراگرفته بود.صفحه 128

از همین قلم: از عشق‌‌آباد تا عشق‌آباد (سوره‌مهر/ در دست انتشار) قربانگاه عشق(شادرنگ)جاده جنگ جلد دوم تا هفتم(سوره مهر)

افتخارات:برگزیده چهارمین دوره جایزه جلال آل‌احمد
برگزیده بیست و نهمین دوره کتاب سال
برنده چهاردهمین دوره کتاب فصل
برنده هشتمین جایزه قلم زرین

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1680


بستن