کتاب معرفی کتاب

مقاومت در سوسنگرد

نمای نزدیک:کتاب «مقاومت در سوسنگرد» گوشه‌ای از رشادت‌های ستایش‌آمیز مردم عرب سوسنگرد و دشت آزادگان در مقابله با نیروهای اهریمنی صدام را نشان می‌دهد. این کتاب خاطرات شفاهی علی بالشی عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران سوسنگرد در اوایل انقلاب است، بالشی به همراه شهید حبیب شریفی و ناصر ربیعه نخستین افرادی بودند که در دشت آزادگان و سوسنگرد سپاه پاسداران را پایه‌گذاری کردند. در این اثر، برای اولین بار، یکی از فرماندهان سپاه به چگونگی مبارزه با ضدانقلاب و نفوذ در گروهک جدایی‌طلب خلق عرب پرداخته و رازهای روایت نشده‌ای را درباره آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و شروع انقلاب اسلامی بیان کرده است. تحولات انقلاب، تحرکات ضدانقلاب، شرارت‌های صدام و حزب بعث در منطقه سوسنگرد و مقاومت مردم این منطقه، بیرون راندن نیروهای عراقی‌ توسط رزمندگان اسلام و بازگشت مردم سوسنگرد به خانه و کاشانه خود محتوای اصلی این کتاب را شامل می‌شود. راوی در این اثر ابتدا به هسته‌های اولیه مبارزه جوانان سوسنگرد در شکل‌گیری وقایع انقلاب اسلامی اشاره می‌کند. آنچنان که در این خاطرات می‌آید، نخستین جرقه‌های انقلاب در این شهر با راهنمایی و هدایت آیتالله علی کرمی، از روحانیون برجسته سوسنگرد، زده می‌شود و فعالیت‌های مخفیانه‌ای علیه حکومت طاغوت شکل می‌گیرد .

تاریخ نشر: خرداد 1390

تعداد صفحات: 107

قطع: رقعی

شابک: 7-029-175-600-978

نوبت چاپ: دوم

قیمت: 55,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی:سید قاسم یاحسینی سال 1344 در استان فارس به دنیا آمد، سال‌های کودکی را در شهر برازجان سپری کرد و سرانجام ساکن بوشهر شد. عضویت در هیات علمی 3 کنگره رییس علی دلواری، فایز، آیت‌الله بلادی و کنگره بین‌المللی سیراف از عمده فعالیت‌های اوست. تا‌کنون نگارش مداخلی از دایره‌المعارف جهان اسلام و دانشنامه بزرگ اسلامی و ارائه حدود 1330 مقاله به همایش‌ها و نشریات تخصصی تاریخ، در کارنامه وی ثبت شده است.

نمای دور: سید قاسم یا‌حسینی: این کتاب از این جهت که علی بالشی به عنوان راوی اصلی در مقاومتی که منجر به حماسه 25 آبان سال 59 شد، حضور داشته، روایت آن را بسیار جذاب نموده است. از پیروزی انقلاب مدتی نگذشته بود، و با وجود مشکلات زیاد، سپاه پاسداران سوسنگرد تشکیل می‏شود. علی بالشی یک از سه عضو شورای فرماندهی سپاه سوسنگرد می‌شود. تا این که عراق به دشت آزادگان نفود می‏کند. سپاه سوسنگرد متوجه احتمال حلمه قریب الوقوع عراق می‏شود، ولی امکانات بسیار کمی در اختیار دارد. با انفجار گلوله توپ عراقی ها، ترکش‌هایی به پا و زیر چشم علی اصابت می‏کند. او شاهد شهید و زخمی شدن بسیاری از هم رزمانش و مردم عادی است. علی بالشی در عملیات آزادسازی بستان شرکت می‏کند و آنجا هم ایثارگری های هم رزمان و مردم عادی را می‏بیند. بعدها شاهد آبادانی شهر سوسنگرد و بازگشت مردم به شهر و شروع زندگی عادی و مرمت خانه‌ها و مغازه های ویران شده است.

از کتاب:ناصر گفت: «همه دوستان مان شهید و مجروح شده‏اند. ما را تنها گذاشته‏اند!» دکتر مصطفی چمران گفت: «جنگ همین است. شما تا حالا جنگ ندیده اید! در جنگ صمیمی‏ترین دوستان آدم، کشته می‏شوند.» صفحه 62
برخی از اعضای ستون پنجم خوش خدمتی های فراونی به دشمن می‏کردند. جان من و ناصر ربیعه در خطر بود. هر آن ممکن بود توسط ضدانقلاب شناسایی و بازداشت شویم. شاید حدود چهل تا پنجاه نفر از مزدوران ایرانی وابسته به دشمن اداره امور شهر را برعهده گرفته و در شهر جولان می‏دادند. صفحه 65

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1672


بستن