کتاب معرفی کتاب

یک وجب و چهار انگشت

نمای نزدیک:«یک وجب و چهار انگشت» روایت آزادگی رزمنده‌ای است که داوطلبانه قدم به جبهه‌های دفاع از کشور گذاشته و به اسارت عراقی‌ها در آمده است. این کتاب حاوی خاطرات جانباز و آزاده دوران دفاع مقدس، عظیم حقی، متولد 1342 از توابع استان گیلان است و به خاطرات وی از تولد و دوران کودکی تا پایان دوران اسارت او در سال 69 می‌پردازد. بیشتر حجم کتاب به خاطرات حقی از شکنجه‌ها و سختی‌های زمان اسارت در عراق اختصاص دارد. نوع روایت به شکلی رسمی‌تر از فضای معمول خاطره‌نگاری در این سبک آثار است که این امر می‌تواند برآمده از شخصیت متفاوت حقی باشد. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های کتاب «یک وجب و چهار انگشت» دوری از فضای قهرمان‌سازی و روایت صادقانه زشتی‌ها و زیبایی‌های دوران اسارت در کنار هم است؛ چنانچه همان‌طور که شرح رشادت‌ها و پایداری رزمندگان اسلام به تفصیل عنوان می‌شود از خیانت‌ها و آدم‌فروشی‌های برخی از اسرای ایرانی نیز سخن به میان می‌آید که این همه نشان از روایت حقیقت در قالب خاطره‌نگاری است و باعث جذاب شدن کتاب شده است. نثر روان و خوش‌خوان خاطره‌نگار هم بر کشش کتاب افزوده است که در این زمینه، بی‌تردید محمد پرحلم به عنوان مصاحبه‌کننده‌و تدوین‌گر نقشی اساسی و کلیدی داشته است. حقی خاطرات خود را در کتاب«یک وجب و چهار انگشت» بیشتر در قالب داستان‌واره‌هایی به زبان اول شخص مفرد بیان کرده و کمتر از دیالوگ در شرح خاطره‌ها استفاده کرده است. این خصیصه باعث شده است که مخاطب بتواند به سادگی با اتفاقات کتاب همذات‌پنداری کند و خود را در جای راوی قرار دهد.

تاریخ نشر: بهمن 1393

تعداد صفحات: 340

قطع: رقعی

شابک: 2-063-175-600-978

نوبت چاپ: سوم

قیمت: 200,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی:محمد پرحلم سال 1345 در رشت متولد شد. وی تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی ادبیات فارسی ادامه داد و اولین تجربیاتش را در حوزه‏هنری با سرودن اشعار طنز در دوره راهنمایی آغاز کرد. آغاز فعالیت ادبی او بیشتر به شعر و نقد در مطبوعات کشوری باز می‌گردد. اما حجم عمده آثار وی به استان گیلان محدود می‌شود. وی از اعضای اولین کنگره شعر ایران با نام «این رودخانه روشن» بود.

نمای دور:علی الله سلیمی: با آنکه منبع اصلی در تاریخ شفاهی همان گفته‌های شخص مصاحبه شونده است که با بیان خاطرات خود پایه‌های اصلی این تاریخ را بنیان می‌گذارد، ولی مطمئنا با توجه به اینکه از خاطرات راوی کتاب یک وجب و چهار انگشت مدت طولانی گذشته، امکان اینکه مصاحبه شونده دچار فراموشی شود و بخشی از خاطرات خود را به یاد نیاورد بوده است. بنابر این، مصاحبه‌گر سعی کرده از راه‌های مختلفی برای جبران این کاستی‌ها استفاده کند. به عنوان مثال، در بخشی از کتاب از دفترچه خاطرات راوی در دوران حضور خود در دوره آموزشی در منطقه منجیل استفاده شده است. یا برای برای اتفاقات تاریخی مثل عملیات‌ها، اگر جزئیات موضوع در خاطر راوی نبوده، مصاحبه‌گر به کتاب‌های دیگری که در این باره نوشته شده است مراجعه کرده و بعضی مواقع هم به همرزمان او مراجعه و با آنها در این‌باره مصاحبه کرده است. البته مصاحبه‌گر سعی کرده این مسائل را وارد کند و از او درباره این اتفاقات هم بپرسد.

از کتاب: همین که بلند شدم حرکت کنم چهار پنج نفر از فاصله تقریبا سی متری به من شلیک کردند، باز هم فکر کردم بچه‌های خودمان هستند، داد زدم نزنید من ایرانی‌ام و چون شک کرده بودم، دست بردم به جیب بادگیرم تا نارنجکم را بردارم هرچقدر گشتم دیدم نارنجک نیست.صفحه 154

افتخارات:مقام سوم جایزه کتاب سال سپاه نامزد جایزه کتاب سال دفاع مقدس

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1649


بستن