کتاب معرفی کتاب

مگیل

نمای نزدیک:مگیل شخصیت اصلی این کتاب، قاطری است که به همراه چند چهارپای دیگر تسلیحات و تدارکات لازم را به نیروهای مستقر در خط مقدم می‌رساند. این قاطر از کمین نیروهای دشمن جان سالم به ‌در می‌برد، اما مأموریت بعدی او رساندن یک رزمنده مجروح به عقب است. این رزمنده در طول جنگ، بینایی و شنوایی خود را از دست داده و مجبور است به مگیل اعتماد کند و دنبال او راه بیفتد، ماجراهایی که طی داستان برای مگیل و این رزمنده پیش می‌آید، داستان را خواندنی و جذاب می‌کند. رزمنده این رمان، آدمی است از جنس خود ما؛ باورپذیر و زودیاب. او انسان است و به قول یک نویسنده، هیچ چیز انسانی از او غریب نیست. گریه می‌کند، می‌ترسد، از کوره در می‌رود، ناامید می‌شود، اما یقین دارد که خدا هست و او را می‌شنود؛ رزمنده‌ای که اصلاً آدم را یاد رزمنده‌های فرشته خصال توی فیلم‌های دهه‌های پیش نمی‌اندازد. قهرمان مگیل، یکی از هزاران جوان داوطلب جبهه‌هاست که با نفس رحمانی امام، ظرفیت‌های معنوی بالقوه‌شان، بالفعل شد. قهرمان قصه، رزمنده‌ای با ریشه‌های عمیق مذهبی است، اما به دور از شعارزدگی و مقدس مآبی‌های اغراق شده. در داستان، هیچ جا شعار یا پیام زمختی که از متن بیرون بزند، دیده نمی‌شود.

تاریخ نشر: دی 1390

تعداد صفحات: 55

قطع: رقعی

شابک: 9-872-506-964-978

نوبت چاپ: سوم

قیمت: 40,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی: محسن مطلق متولد 1348 تهران است. در نوجوانی، یعنی در سال 1362، برای اولین بار به جبهه‌های جنگ رفت و تحت تأثیر آن فضا تا پایان جنگ در جبهه ماند. مطلق‌ کار نوشتن درباره دفاع مقدس را با کتاب «زنده‌باد کمیل» آغاز کرد و بعد از جنگ در دانشگاه علم و صنعت تهران طراحی صنعتی خواند. او دستی هم در موسیقی دارد و سال‌هاست نی می‌نوازد.

نمای دور:مهدی فرج‌اللهی (منتقد): نویسنده سعی کرده از کلیشه‌های مرسوم در آثار جنگ فاصله بگیرد و با ایجاد فضایی متفاوت دست به کاری تازه بزند. هدف او ارائه نگاهی متفاوت به جنگ و مسائل مربوط به آن فارغ از پیچیدگی‌های داستان‌نویسی مدرن است و داستان، کلاسیک پیش می‌رود.
علی‌الله سلیمی: از زیبایی‌های داستان «مگیل»، استفاده از ضرب‌المثل‌های فارسی است که به غنای زبانی اثر کمک کرده است. مطلق با بهره‌گیری از این ظرفیت زبان فارسی به خلق موقعیت‌های نابی پرداخته که تلخی‌های جنگ را به حاشیه رانده و بیشتر به زیبایی‌ها و زنده‌دلی یک رزمنده پرداخته است.
صادق وفایی (روزنامه‌نگار): این رمان با فضایی طنز، مسائل واقعی و خیالی را در هم می‌آمیزد و روایت شیرینی را به وجود می‌آورد. نویسنده سعی کرده در قسمت‌هایی از کتاب، فارغ از داستان طنز و مشکلاتی که برای شخصیت اصلی به وجود می‌آید، کمی حال و هوای موجود میان رزمندگان را القا کند.
از کتاب:خوشحال، روی زمین، می‌نشینم و منتظر آمدن کسی می‌شوم. باد سردی در حال وزیدن است. کم‌کم بدنم سرد می‌شود و حالا دیگر سرما را بیشتر احساس می‌کنم. کلاه بافتنی‌ام را تا بیخ گوشم پایین می‌کشم و خود را کنار مگیل مچاله می‌کنم. دیگر دیر یا زود باید یکی بیاید و بپرسد: «خرت به چند»؟! نمی‌دانم چقدر، اما، خیلی از آمدن ما به آنجا گذشته و هنوز از کسی خبری نیست.
صفحه 20
از همین قلم: زنده‌باد کمیل (سوره ‏مهر) جاده‌های خلوت جنگ (سوره‏ مهر) مهاجر کوچک (سوره‏ مهر) یک روز، یک مرد؛ (بر اساس زندگی سردار شهید حاج داوود کریمی) (سوره‏ مهر) آنجا که من بودم (شاهد) به خرمشهر خوش آمدید (شاهد) هفته آخر؛ براساس زندگی شهید محمدرضا قلی‌زاده آذربایجانی (قدیانی) و..

افتخارات:نامزد دریافت جایزه یازدهمین دوره کتاب سال جشنواره شهید غنی‌پور

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1583


بستن