کتاب معرفی کتاب

توپچنار

نمای نزدیک:فرزانه از شهر دل می‌کَند و به روستای توپچنار می‌رود تا به عنوان آموزشیار نهضت سوادآموزی به بی‌سوادان درس خواندن و نوشتن بیاموزد. طبیعت توپچنار بی‌نهایت زیباست. انسیه شاه‌حسینی رمانش را با همین طبیعت چشم‌نواز و مسحورکننده و درختان سیب و انجیر و آواز خوش پرندگانش آغاز می‌کند، اما خیلی زود نشان می‌دهد که این تنها یک روی سکه است و در روی دیگر سکه، محرومیت روستاست و بیماری و دشواری زندگی و خرس‌هایی که در غار نزدیک ده به کمین زنان نشسته‌اند. فرزانه اما آمده است که با همه خوشی‌ها و ناخوشی‌های جاری در توپچنار بسازد و به همه خواندن و نوشتن بیاموزاند. او آهسته آهسته پا به حریم روستاییان می‌گذارد و آنها این معلم مهربان و بی‌ادعا را محرم خود می‌شمارند. حالا هر کدام حکایت خود را برای فرزانه تعریف می‌کنند؛ اما آنچه بیش از همه فرزانه را به خود مشغول می‌کند دخترکی است به نام نرگس که سل دارد و نمی‌تواند به کلاس درس بیاید. فرزانه هر وقت هم که به شهرش بجنورد می‌رود، به جای آن که روزهای تعطیلی‌اش را با خانواده بگذراند، در پی آن است که از طریق جهاد سازندگی، به توپچنار آب لوله‌کشی برساند؛ اما ایام دشوار جنگ است و امکانات اندک. با این همه، فرزانه بنا را بر استقامت گذاشته است. اما آرام آرام بیماری سل که از نرگس به او منتقل شده، رخ می‌نماید و فرزانه را در روستای توپچنار از پای درمی‌آورد. او را در همان جا به خاک می سپارند و بهار سال بعد، از مزارش نهال سیبی زیبا می‌روید.

تاریخ نشر: بهمن 1390

تعداد صفحات: 240

قطع: رقعی

شابک: 8-978-506-964-978

نوبت چاپ: هفتم

قیمت: 150,000 ریال

شمارگان: 2500

نمای میانی: اکنون انسیه شاه‌حسینی را به عنوان یک فیلمساز می‌شناسند، اما او پیش از آنکه فیلمسازی را تجربه کند، از اهالی قلم بود و رمان «توپچنار» را منتشر کرده بود. سپس فیلمنامه آن را نوشت که در سال 1368 با عنوان «آب را گل نکنید» توسط شهریار بحرانی ساخته شد. شاه‌حسینی متولد سال 1333 در گرگان است و سال‌ها در جبهه‌ها به عنوان خبرنگار و گزارشگر حضور داشته است.

نمای دور: انسیه شاه‌حسینی‌: فرزانه صالح آبادی واقعاً آموزشیاری بود که در مسیر کار مقدس خود در روستای توپچنار به شهادت رسید. من یک سال در آن روستا بودم و با آنها زندگی کردم. مردان روستا اکثراً به کار قاچاق مشغول بودند و زن‌هایشان وضع بسیار اسفباری داشتند. من این رمان را بعد از نوشتن نخواندم. ولی نیت من دفاع از شخصیت و مظلومیت زن بود، نه تبلیغ زن‌سالاری.
سهیلا عبدالحسینی: رمان «توپچنار» را از دو جهت می‌توان مثبت ارزیابی کرد. یکی اینکه اثر وی افتخاری برای زنان اهل قلم ایرانی است. دیگر این که موضوعی تازه و بکر را مبنای کار خویش قرارداده و آن مظلومیت و مشکلات آموزشیاران نهضت سوادآموزی است.
محمدعلی گودینی: از نظر شخصیت‌پردازی، اثر خوب و قابل قبول است. مخاطب با داستان مانوس می‌شود و شخصیت‌ها را باور می‌کند. داستان در نهایت با پرداخت‌های خوبش، حس‌برانگیز است.
افتخارات:برگزیده بیست سال ادبیات داستانی پس از انقلاب

 

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1560


بستن