کتاب معرفی کتاب

خاطرات فاطمه ‌آباد

نمای نزدیک:در سال‌های اخیر شاهد کتاب‌های متعددی بوده‌ایم که جنگ را از زبان زنان روایت می‌کنند. یکی از خصوصیات مهم این کتاب‌ها نسبت به آثار مشابه خود، توجه ویژه به جزئیات و ثبت دقیق گفتگو‌ها و رخداد‌ها است. از دیگر خصوصیات بارز این آثار بیان مسائل و اتفاقات درون خانواده و نمایش چهره‌ای ملموس‌ از افرادی است که در خارج از محیط خانواده درگیر جنگ هستند؛ قهرمانانی که در خانواده تنها نقش همسر و پدر را ایفا می‌کنند. کتاب «خاطرات فاطمه آباد» که پانصد و هفتاد و هشتمین اثر از مجموعه کتاب‌های دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‏هنری است، خاطرات فاطمه ‌آباد همسر شهید علی بینا، از آشنایی تا زمان شهادت وی را روایت می‌کند و در زمره کتاب‌های موفق این عرصه به شمار می‏رود. این کتاب حاوی خاطراتی است از آغاز جنگ تحمیلی، چگونگی آشنایی آباد با شهید بینا، خاطرات سه سال زندگی‌ با این شهید و چگونگی شهادت علی بینا. کتاب تصویری دوگانه از چهره یک شهید را نمایش می‌دهد؛ چهره‌ای سرسخت و جسور در هنگام مقابله با دشمن و انسانی فداکار و مهربان در برخورد با خانواده و آشنایان. این کتاب تصویری متفاوت در مورد زندگی در دوران جنگ ارائه می‌هد و طراحی زیبای روی جلد کتاب، به‌خوبی توانسته است این مضمون را به خواننده کتاب منتقل کند.

تاریخ نشر: شهریور 1390

تعداد صفحات: 64

قطع: رقعی

شابک: 1-568-506-964-978

نوبت چاپ: هشتم

قیمت: 50,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی:در رشته علوم انسانی تحصیل کرده و تا امروز مشغول فعالیت در حوزه‌های فرهنگی و ادبی بوده است. محمدرضا محمدی پاشاک متولد ۱۳۳۹ در روستای پاشاک لاهیجان است. بعد از اخذ دیپلم برای تحصیل راهی رشت شد و پس از آن به تهران آمد. او در سال‌های گذشته در بخش‌های مختلفی با حوزه‏هنری همکاری داشته است. کتاب‌های او در جشنواره‌های گوناگون مورد تقدیر قرار گرفته‌اند و جوایز متعددی کسب کرده‌اند.

نمای دور:محمدرضا محمدی پاشاک: حدود سال ۷۵ بود که قرار شد برای شهدای کرمان بزرگداشتی برگزار شود و زندگی‌نامه شهدا در قالب کتاب به چاپ برسد. بر همین اساس یکی از کسانی که می‌توانست اطلاعاتی درباره شهید علی بینا بدهد، همسرش بود. در نتیجه با وی درباره زندگی این شهید به گفت‌وگو پرداختم. این نیاز وجود دارد که اطلاعات خانواده‌های جنگ به طور عام ثبت شود؛ چراکه این کار، دستاوردهای متنوع فرهنگی، هنری، تاریخی، سیاسی و اجتماعی را با خود به همراه می‌آورد. چنانچه تاکنون بسیاری از خاطرات، سوژه ساخت یک فیلم برای فیلمساز شده است. از آنجا که با گذشت چند سال امکان یادآوری بخش دیگری از وقایع و خاطرات به ذهن گوینده‌ای مانند خانم آباد وجود دارد، یا ممکن است بر حسب تغییرات زندگی و کسب تجربه، دید نقل‌کننده خاطرات نسبت به حوادث تغییر کرده باشد، بهترین حالت این است که پس از مدتی دوباره مصاحبه‌ای صورت گیرد و خاطرات تکمیل شوند.

از کتاب :گفت: «حیف نتوانستم خانه‌ات را مهیا کنم. راضی باش اگر به تو بد کردم، برای غرور خود نکردم، راضی باش از من فاطمه، دیدار به قیامت!» تمام این حرف‌ها به جانم آتش می‌زد. اما گفتم: «خدا پشت و پناهت. برو علی». نفس راحتی کشید. رفت سرکوچه ایستاد. زینب بی‌قرار بود. بلند گفتم: «آرامش می‌کنم برو علی». دلم می‌خواست هیچ دیواری سر راه علی نباشد و تا آن سوی دنیا نگاهش کنم. وقتی از پیچ خیابان گذشت، زانو‌هایم لرزید. صفحه ۵۶

از همین قلم:فصل کوچ چلچله (سوره‏مهر) روزی مردی برخاست (سوره‏مهر) همدم یاد شما (ستاره‌ها) باغ زعفرانی (ستاره‌ها) زمانی برای ماندن (شاهد) قله شمالی (شاهد) مثل علی؛ مثل فاطمه: خاطرات سردار شهید علی شفیعی (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و ...

 

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1448


بستن