کتاب معرفی کتاب

پشت شیشه های مات

نمای نزدیک:عزت‌الله الوندی در «پشت شیشه‌های مات»، زندگینامه داستانی شهید آیت‌الله بهشتی را از دید نوه لینگن، یکی از 53 گروگان لانه جاسوسی آمریکا برای نوجوانان روایت کرده است. او سعی می‌کند در اثرش مقتضیات این گروه سنی را لحاظ کند. بیان روایت زندگی شهید بهشتی از زبان شخصیت‌های مختلف داستان، انتخاب یک زمینه داستانی تازه‌تر خارج از عرف معمول این دست کتاب‌ها، حجم کم کتاب و بیان کردن اصل مطلب در حدود 100 صفحه، تقسیم‌بندی همین حجم کم در 12 فصل مختلف، روایت خطی ساده با بازگشت به عقب‌های کوتاه و توانایی خلق چند نیمه شخصیت دیگر به جز شخصیت اصلی داستان نکاتی است که مخاطب نوجوان کتاب را به خواندن آن علاقه‌مند می‌کند. لینگن در 444 روز گروگان بودنش در ایران، ملاقاتی با شهید بهشتی انجام داده بود. او خاطرات این دیدار را برای نوه‌اش بیان می‌کند و این نوجوان که تحت تاثیر زندگی شهید بهشتی قرار گرفته درباره وی تحقیقاتی را انجام می‌دهد. همین خاطرات دستمایه کتاب «پشت شیشه‌های مات» برای روایت داستانی زندگی شهید بهشتی می‌شود. گروگان لینگن که سال‌ها در ایران زندگی کرده، حتی به آداب، رسوم، مثل‌ها و باورهای ایرانی هم تسلط کافی دارد و عبارت «شیری یا روباه» را بارها از نوه‌اش سئوال می‌کند. به دلیل حضور شهید بهشتی در مرکز اسلامی ‌هامبورگ آلمان بیشترین قسمت کتاب در آلمان و آمریکا اتفاق می‌افتد و جالب اینکه الوندی کتاب «پشت شیشه‌های مات» را در مدت 4 ماه نوشته است. او در همین مجموعه، نگارش زندگینامه داستانی شهید مفتح با عنوان «خوابی به رنگ فراموشی» را نیز بر عهده داشته است.

تعداد صفحات: 104

شابک: 8-741-506-964-978

نوبت چاپ: ششم

قیمت: 90,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای دور:سیدمحمدحسین بهشتی متولد 1307 اصفهان بود. با علاقه به تحصیل علوم دینی، مدرسه را رها کرد و وارد حوزه علمیه شد. در کنار تحصیل علوم دینی، دیپلم ادبی‌اش را گرفت و در سال 1330 با دریافت لیسانس به قم بازگشت و مشغول تدریس زبان انگلیسی شد.
او سپس دکترای فلسفه الهیات را خواند و با شرکت فعال در مبارزات از سوی ساواک مجبور به عزیمت به تهران شد.
آیت‌الله بهشتی ‏به هامبورگ رفت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهده‏دار شد. در این مدت در سفرهایی، چند دیدار با امام داشت.
وقتی به ایران بازگشت، چندبار به زندان افتاد. در آذرماه 1357 شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب، همواره در صحنه‏های گوناگون نقش محوری داشت تا اینکه در هفتم تیر سال 1360 در حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین شهید شد.

از کتاب: نسیم خنک فروردین، عطر شکوفه‌های سیب را پاشیده بود توی ایوان. صدای طوطی‌ها سکوت شب را می‌شکست. ساعت 10، صدای زنگ خانه بلند شد. علیرضا، پسر دوم سیدمحمد، گوشی دربازکن را برداشت و پرسید: «کیه؟»
صدایی از آن طرف گفت: «با آقای بهشتی کار داریم.»
علیرضا گفت: «با عرض معذرت، پدرم تا ساعت 9 مهمان می‌پذیرند.»
صدا گفت: «ما مهمان نیستیم؛ از سازمان امنیت و اطلاعات کشور آمده‌ایم.»فصل 7 ـ صفحه 65

از همین قلم:مثل همیشه ای کاش‌ و بچه‌ها دلم برایتان تنگ می‌شود (سوره‏مهر) تپه‌های بی‌مهتاب (شاهد) دوباره برمی‌گردی مرد بارانی (ستاره‌ها) ایوان بهار (ستاره‌ها) مردی به رنگ پرتقال (شاهد) فردوسی (مدرسه) زرین‌کوب (مدرسه) دیو کوچولو و بچه آدم (قو)

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1267


بستن