کتاب معرفی کتاب

گردان گم‌ شده

نمای نزدیک:اینجا برای ما میدان جنگ است، اما نه به آن مفهومی که برای ایرانی‌ها بود. اینجا ما هم سلاح داریم، هم نیروی جنگی فراوان، اما در کنارش هم شراب داریم و هم رقاصه‌ها برایمان می‌رقصند. ایرانی‌ها از خودشان و خاکشان دفاع می‌کنند، ما هم در ازایش از هیچ وحشی‌گری نمی‌گذریم و هر قدر می‌توانیم در حق آنها ظلم می‌کنیم... این‌ها تنها بخشی از آن چیزی است که سرگرد عراقی عزالدین مانع در «گردان گمشده» یعنی کتاب خاطراتش از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌گوید و همین انتخاب اسم نشان می‌دهد که او خود و همرزمانش را گمشدگانی می‌داند که مسیر نادرست را رفته‌اند. او در این کتاب به چگونگی اشغال خرمشهر می‌پردازد و در یک پایان‌بندی رمانتیک چگونگی عقب‌نشینی ارتش کشورش از خرمشهر و شکستشان در عملیات بیت‌المقدس را شرح می‌دهد. او خود این کتاب را گوشه کوچکی از واقعیت جنگ ایران و عراق می‌داند و در آن درباره اعمال و رفتارهای عراقی‌ها در خرمشهر حرف می‌زند و از مزدوران خرمشهری که با رژیم بعث همکاری داشته‌اند، حرف می‌زند. قتل‌ها و اعدام‌هایی که بی‌دلیل در کش و قوس تجاوز روی می‌دهد هم از دیگر اتفاقاتی هستند که در سراسر کتاب بیان می‌شوند. این کتاب از جمله آثار ادبیات ضد جنگ محسوب می‌شود و سندی گویا از واقعیت‌های جنگ تحمیلی است. کتاب «گردان گمشده» با فصلی با عنوان «عراق جدید» آغاز می‌شود؛ آنجا که دشمن تصمیم می‌گیرد بخشی از خاک پاک ایران‌زمین را به خاک خود ضمیمه کند. «مست در نیمه‌شب» نشان می‌دهد که سربازان عراقی با چه سودایی خاک مقدس کشورمان را زیر چکمه‌های خود گرفته‌اند. اما در «تانک‌ها و پناهندگی» قصه به تدریج عوض می‌شود و «اعدام ستوانیار» چهره دیگری از آدمکشی رژیم بعث را آشکار می‌کند. کتاب «گردان گمشده» با فصول دیگری از خاطرات و اعترافات سرگرد عراقی دنبال می‌شود تا اینکه ورق به نفع نظامیان سلحشور جبهه اسلام برمی‌گردد و هنگامی که «انفجار بزرگ» رخ می‌دهد، «دستورات فرماندهی» ره به جایی نمی‌برد و دست آخر با رخنه نیروهای جان برکف بسیجی در سپاه دشمن، خرمشهر عزیز پس از چند هفته اشغال به آغوش پرمهر ایران اسلامی باز می‌گردد.

تاریخ نشر: خرداد 1391

تعداد صفحات: 112

قطع: رقعی

شابک: 4-343-506-964-978

نوبت چاپ: پنجم

قیمت: 50,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای دور:سرگرد عزالدین مانع (راوی کتاب): خاطرات بسیاری در سینه داشتم که تا به امروز ابراز نکرده بودم، این خاطرات می‌رفت تا کم‌کم به دست فراموشی سپرده شود؛ از طریق یک روزنامه توانستم خاطراتم را به ثبت برسانم. بیان این خاطرات تجربه ارزشمندی برای فرهنگ و ادبیات جنگ است. زیرا ملت‌ها به تاریخ خود افتخار می‌کنند و ملت ایران این شایستگی را دارد که به خود فخر کند؛ تاریخ این ملت، تاریخ دفاع است. جنگ پرده‌ها را کنار زد، شهادت را در میان امت اسلام به عنوان ارزش استحکام بخشید و مسیر آن را سرشار از افتخار و عزت کرد. تجربه «دفاع مقدس» به ملت‌های مستضعف، درس‌های ارزشمندی داد و آنها را از درون متحول و راه حسینی را جاودانه کرد.
این نوشته، سندی گویا از واقعیت‌های جنگ تحمیلی است که موجب رسوایی دشمنان ستم‌پیشه است و زمانی منتشر می‌شود که امت اسلامی به مرحله «عبور به سوی نور» رسیده است.
از کتاب: فرماندهی مجلس رقص و آواز ترتیب داد. در این مجلس عده‌ای رقاص و مطرب شرکت داشتند.... در این مجلس عده‌ای مزدور از اهالی خرمشهر که برای ما فعالیت می‌کردند نیز حضور داشتند. دنیای آن ‌شب، دنیای شراب و ترانه و رقص بود؛ آنقدر نوشیدیم تا مست مست شدیم. آن شب با رقاصه‌ها لحظات مبتذلی داشتیم. مزدورها شراب می‌نوشیدند، اما افراد ما نعره می‌زدند.... تعدادی از سربازان هم پنهانی شراب نوشیده بودند و به سوی هم تیراندازی می‌کردند. صفحه 78

 

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1084


بستن