کتاب معرفی کتاب

جنایت‌های ما در خرمشهر

تاریخ نشر: دی 1390

تعداد صفحات: 172

قطع: رقعی

شابک: 5-375-506-964-978

نوبت چاپ: چهارم

قیمت: 32,000 ریال

شمارگان: 2500

نمای نزدیک:در طول هشت سال دفاع مقدس، مسئله فتح و بازپس‌گیری خرمشهر توسط رزمندگان ایران، از جمله رویدادهای بزرگ این دوران بود که برگ زرینی را در دفتر حماسه‌های هشت سال دفاع مقدس ملت ایران ثبت کرد.
درباره این رویداد بزرگ و حماسی، خاطرات و آثار متعددی تا به حال گفته و نوشته شده که بسیاری از آنها از زبان و گاه به قلم رزمندگان شرکت‌کننده در این نبرد بوده است، اما بیان این واقعه تاریخی از زبان سربازان و فرماندهان شکست‌خورده بعثی در این نبرد هم بخش دیگری از واقعیت‌های این حماسه بزرگ را نمایان می‌سازد.
«جنایت‌های ما در خرمشهر» دربردارنده اعترافاتی از افسران عراقی است که پس از گذشت سال‌ها از آزادسازی خرمشهر بیان شده است. در این کتاب اعترافات سرهنگ دوم سلمان صفر درویش، سرهنگ دوم منیر مروان العبیدی، سرگرد کمال طه العامری، سروان سعد مصاول الکریم، سرهنگ دوم ثامر احمد الفلوجی، سروان سعدی فرحان الکرخی، سرهنگ دوم سلام نوری الدلیلی، سرگرد‌هانی السامرایی و سرهنگ ستاد فکری حسین و برخی دیگر از افسران عراقی که در شرایط بحرانی در خرمشهر حضور داشتند با ترجمه محمدنبی ابراهیمی جمع آوری و ترجمه شده است.
چرا خرمشهر، خرمشهر دریایی از خون، جنایت‌های ما در خرمشهر، خرمشهر و آن دوران سیاه، قتل عام خانواده مؤمن و ... فصل‌هایی از این کتاب است. همچنین تصویر 12 سند مکتوب و تعدادی عکس در پایان کتاب به آن ضمیمه شده است.
دفتر ادبیات و هنر مقاومت، نگارش تاریخ مقاومت مردم خرمشهر را که بیانگر حماسه‌های بی‌نظیر و صحنه‌های جاودانه برای تمام نسل‌هاست به منظور حفظ امانت و گفتن حقایق در دستور کار خود قرار داده و در همین راستا اقدام به نگارش مطالب این کتاب در چارچوب «ادبیات اعتراف» کرده است.

نمای دور:محمدنبی ابراهیمی: این کتاب حاوی اعترافات بسیار مهمی از افسران عراقی است که معاصر با حوادث خرمشهر از ابتدای حادثه تا پایان آن هستند. این اعتراف‌ها بعد از گذشت سال‌ها از آزادی خرمشهر بیان شده ‌است. این افسران طی گذشت ایام در خرمشهر بوده‌اند و سخنان آنها اسناد دیگری است که دلالت بر مظلومیت این شهر و پیروزی حکم حق دارد. جنایت‌های بسیاری در شب اشغال و طی گذشت ایام واقع شد و دستورات نظامی ارتکاب به جنایت را تشویق می‌کرد!
این خاطرات به رشته تحریر درآمده تا اسناد انکارناپذیر علیه رژیم عراق باشد که قصد داشت آن شهر را ویران کرده و حقوق آن ‌را مصادره کند و همچنین قصد داشت تا واقعیت‌های تاریخی و جغرافیایی را انکار کند و مفاهیم و تاریخ جدیدی را بنیان گذارد. اما چقدر سریع سحر ساحر به خودش بازگشت و زمین و امت و تاریخ سر به شورش و قیام برداشتند. در آن ایام خرمشهر به‌واقع خونین‌شهر بود.

از کتاب:خرمشهر شب‌های بسیار سنگینی داشت؛ از هر طرف منورهایی به فضا شلیک می‌شد. وقتی به دور دست نگاه می‌کردی گلوله‌های منوری را مشاهده می‌کردی که از سوی ایرانی‌ها شلیک می‌شد. با این همه ما به راه خودمان ادامه می‌دادیم و از ترس دست‌هایمان بر روی قلب‌هایمان بود. سازمان رزم هر دسته کاملا مشخص بود و در مقر فرماندهی یک دستگاه بی‌سیم بود که ما هر لحظه با آن ارتباط داشتیم. ترس و وحشت مرا فرا گرفته بود. از مواضع خودمان دور شده بودیم...صفحه 69

از همین قلم: شبیه صدام (سوره‏ مهر) بادهای برفی؛ خاطرات سروان عراقی احمدغانم الربیعی (سوره ‏مهر) آتش و خون در خرمشهر؛ خاطرات سرهنگ دوم ستاد خالدسلمان محمود کاظمی (سوره ‏مهر) گردان گمشده؛ خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع (سوره ‏مهر)
1082


بستن