کتاب معرفی کتاب

آتش و خون در خرمشهر

نمای نزدیک:راوی کتاب «آتش و خون در خرمشهر» سرهنگ دوم ستاد، خالد سلمان محمود کاظمی، یکی از افسران بلندپایه عراقی است. او که هنگام تحصیل در دانشکده نظامی از ادامه تحصیل در این دانشکده منصرف می‌شود، اما نمی‌تواند هدفش را اجرا کند، درباره دردها و رنج‌های مرحله اشغال خرمشهر و جنایت‌هایی که در این شهر انجام شد، سخن می‌گوید و همچنین به نوعی شاید برای سبک شدن وجدانش دست به اعتراف می‌زند. این ماجرا با ترس آغاز می‌شود؛ ترسی که در نخستین صفحات رقم می‌خورد و آتشی می‌شود به جان نگارنده این خاطرات. او یک سرهنگ رژیم بعث عراق است به نام خالد سلمان؛ مردی که از روزهای آغازین حمله به خرمشهر به این شهر می‌آید و تا آزادی آن توسط رزمندگان ایرانی در خاک کشورمان می‌ماند. در سرتاسر روایت او ترس و اندوه موج می‌زند. ترس و اندوهی که لابلای تمام صفحات کتاب جا خوش کرده‌اند و گریبانش را رها نمی‌کنند. او به‌‌گونه‌ای ترس‌هایش را بیان می‌کند که انگار با دستانی لرزان قلم و کاغذ به ‌دست گرفته و خاطراتش را نوشته است. خالد سلمان نکته به نکته همه چیز را شرح داده است؛ از روزهای تلخ و اسف‌باری که در مدرسه نظامی داشته تا روزهای حمله به خرمشهر. وقتی از مدرسه نظامی حرف می‌زند به توصیف محیط امنیتی و رعب‌انگیز آن می‌پردازد. بعد هم می‌رسد به خرمشهر و از ظلم‌هایی که در حق این شهر کرده‌اند و به عنوان یک شاهد عینی همه دیده و شنیده‌هایش را شرح می‌دهد. گویی ترس موجود در صفحات نخست کتاب بسیار کمرنگ می‌شود و می‌خواهد در روایتش دقیق و صادق باشد. از اینجاست که پرده از رفتارهای غیرانسانی فرماندهان مافوقش برمی‌دارد و از دزدی‌ها، قتل‌ها و تجاوزهای آنان با صراحت کامل حرف می‌زند.

تعداد صفحات: 120

قطع: رقعی

شابک: 0-370-506-964-978

نوبت چاپ: اول: 1386

قیمت: ریال

شمارگان: 2200

 

نمای دور:عسکر عباس‌نژاد: تاکنون دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‌ هنری بیش از 70 عنوان کتاب درباره‌ خاطرات عراقی‌ها منتشر کرده است. در این کتاب‌ها، عراقی‌ها با اعترافاتشان درباره جنایت‌هایشان در خرمشهر، عذرخواهی ملی کرده‌اند. این کتاب‌ها به دلیل این‌که بُعد دیگر جنگ از نگاه فرماندهان و نظامیان عراقی‌ بازگو شده، اهمیت بسزایی دارند که از این دست کتاب‌ها می‌توان به «آتش و خون در خرمشهر» اشاره کرد.عملیات بیت‌المقدس دهم اردیبهشت سال 61 و با رمز «یا علی بن ابی‌طالب‌ (ع)» در سه مرحله به فرماندهی مشترک سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه‌ عملیاتی جنوب و غرب کارون، جنوب ‌غربی اهواز و شمال خرمشهر، با هدف آزادسازی خرمشهر، هویزه، جفیر، ایستگاه حسینیه، جاده اهواز ـ خرمشهر و در نهایت انهدام و اخراج دشمن از خاک ایران و رسیدن به مرزهای بین‌المللی آغاز شد که در این عملیات پس از چند روز نبرد سخت، بعدازظهر روز سوم خرداد خرمشهر پس از 575 روز از دست عراقی‌ها آزاد شد.
از کتاب:وقتی به خانه شخصی به نام شیخ ابراهیم زیدی رسیدیم، پسر بچه شش ساله‌ای از آن بیرون آمد، سروان عبدالوهاب الحدیثی فرمانده گروهان دوم از گردان اول از تیپ ششم زرهی، دستور شلیک به سوی آن کودک را صادر کرد که بلافاصله مورد هدف واقع شد و جان سپرد.... سروان عبدالوهاب الحدیثی گفت: «ما کودکان ایرانی‌ها را می‌کشیم تا در آینده و بعد از ما با فرزندانمان نجنگند.» صفحه 17

از همین قلم: ش‍ی‍ع‍ه و ح‍ک‍وم‍ت در ع‍راق ۱۹۱۴ـ۱۹۹۰ (سوره‏ مهر) ت‍اری‍خ ح‍رک‍ت اس‍لام‍ی در ع‍راق: ری‍ش‍ه‌ه‍ای ف‍ک‍ری و وق‍ای‍ع ت‍اری‍خ‍ی آن (۱۹۲۴ـ۱۹۰۰) (سوره‏ مهر) شبیه صدام (سوره ‏مهر) جنایت‌های ما در خرمشهر (سوره‏ مهر) بادهای برفی (سوره ‏مهر)، گردان گمشده (سوره‏ مهر)

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1072


بستن