کتاب معرفی کتاب

آخرین شلیک

نمای نزدیک:همیشه اولین‌ها و آخرین‌ها در ذهن انسان ماندگار می‌شود. هر قدر هم این اولین و آخرین‌ها مربوط به اتفاقات مهم‌تری باشد، می‌تواند ماندگاری بیشتری داشته باشد و نه تنها برای فرد، بلکه در حافظه جمعی یک ملت تبدیل به خاطره شود. «آخرین شلیک» همان‌طور که از نامش پیداست، یکی از آخرین‌های ماندگار را برای ما روایت می‌کند. این کتاب دربردارنده خاطرات کاظم فرامرزی است. او روایت خود را از تولدش آغاز می‌کند و سپس به جنگ می‌پردازد و از اتفاقات پرفراز و نشیب میدان جنگ می‌گوید. فرامرزی درباره همه چیز صادقانه حرف می‌زند. از زودخشم بودن دوران کودکی‌اش تا سردی رابطه‌اش با خانواده و برادرش، همه را صادقانه بیان می‌کند و وقتی هم به جنگ و اتفاقات آن می‌رسد و روایتش از آن روزها را آغاز می‌کند، گفته‌هایش برایمان ملموس است و به نظر صادقانه می‌رسد. اما برسیم به اینکه چرا کتاب «آخرین شلیک» نام دارد؟ ماجرا از این قرار است که این رزمنده با شنیدن خبر پذیرش قطعنامه و در آخرین لحظات جنگ، آخرین گلوله خود را به سمت دشمن شلیک می‌کند و خودش می‌گوید این کار را به یاد تمام دوستانی که از دست داده، انجام داده ‌است. صفحات پایانی کتاب هم دربردارنده عکس‌هایی از کاظم فرامرزی در جوانی و در کنار شهداست.

تاریخ نشر: دی 1390

تعداد صفحات: 168

قطع: رقعی

شابک: 978-964-506-322-8

نوبت چاپ: چهارم

قیمت: 60,000 ریال

شمارگان: 2500

 

نمای میانی:سیدقاسم یاحسینی، سال 1344 متولد شد. دوران کودکی را در جنوب فارس سپری کرد، اما سرانجام ساکن بوشهر شد. نگارش مداخلی از دایره‌المعارف جهان اسلام و دانشنامه بزرگ اسلامی و ارایه هزاران مقاله به همایش‌ها و نشریات تخصصی تاریخ در کارنامه او ثبت شده است.
یاحسینی هم‌اکنون کارشناس دفتر ادبیات و هنر مقاومت در بوشهر است و در سال 1388 به مناسبت «روز بوشهر» چهره ماندگار این شهر معرفی شد.

نمای دور:زینب مرتضایی: فرامرزی در این کتاب، هم زندگی ساده پیش از جنگ و هم زندگی پرتلاطم جنگی‌اش را برای ما روایت می‌کند. این خاطرات پس از گذشت حدود دو دهه از پایان جنگ منتشر می‌شود. شاید کسانی دیگر هم بیایند و خاطرات خود را از این جنگ بزرگ بنویسند که ما نباشیم، شاید هم باشیم! ولی ورق‌های تقویم برای بازگو کردن حادثه بزرگی مثل جنگ فرصت‌هایی را فراهم می‌کند. هرگاه این فرصت‌ها فراهم شد آن‌وقت نقطه کوچکی در دل دایره بزرگ جنگ روشن می‌شود و ما می‌توانیم این واقعه را کمی بهتر از آن که بود، ببینیم.
خیلی وقت‌ها بهتر دیدن، بهتر قضاوت کردن را به همراه دارد. حالا این فرصت برای کاظم فرامرزی فراهم شده تا پای ضبط صوت کوچک بنشیند و خاطرات خود را از زندگی‌اش و از جنگی که در آن گلوله‌ها شلیک کرده بگوید. شاید با خواندن این کتاب، نام او از میان نام صدها هزار رزمنده این دیار بیرون بیاید.

از کتاب: انسان اولین و آخرین باری که شلیک می‌کند را هرگز فراموش نمی‌کند. شاید آخرین تیر جنگ هشت ساله ایران و عراق را من شلیک کردم. قرار بود راس ساعت ده میان نیروهای ایران و عراق آتش بس اعلام شود.... باید کاری می‌کردم. هر طور بود خودم را به مرز رساندم. چند ثانیه به پایان وقت مانده بود که گلوله‌ای را به یاد همه شهیدان به طرف دشمن شلیک کردم و این آخرین تیری بود که به سوی عراقی‌ها شلیک شد.صفحه 183

از همین قلم: پای پیاده روی آب (سوره‏ مهر) یک دریا ستاره (سوره‏ مهر) پنهان زیر باران (سوره ‏مهر) گزارش به خاک هویزه (سوره ‏مهر) زیتون سرخ (سوره ‏مهر) شریعتی آن‌گونه که من می‌شناسم (نگاه امروز ) رودرروی انگلیسی‌ها و هلندی‌ها در خلیج فارس (پروین)

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1070


بستن