کتاب معرفی کتاب

بچه محله جلالی

بچه محله جلالی، بخشی از زندگی شهید علی ‌رضا ماهینی را به تصویر می‌کشد. این تصویر در جای‌جای کتاب به چشم می‌خورد. در فصل اول با عنوان «تولد» درباره تولد، تحصیلات و نوع زندگی وی اطلاعاتی ارائه می‌شود. «علی‌رضا ماهینی، سال 1335 در یکی از محله‌های جنوبی بوشهر در محله جلالی به دنیا آمد. دیپلم فنی‌اش را از دبیرستان فنی حاج جاسم بوشهری گرفت و در دانشگاه علم و صنعت تهران پذیرفته شد.» در بخش اول کتاب می‌توان به چنین اطلاعاتی دست یافت. تصمیم او به ورود به جبهه، اتفاقات جبهه، انصراف رزمنده‌ها از رفتن به مرخصی، به اسارت گرفتن سربازان عراقی و ... دستمایه‌هایی برای شکل‌گیری این داستان‌هاست. این کتاب، هفدهمین جلد از مجموعه قصه فرماندهان است و بخش‌های تولد، دوست سرباز من، گروه 22 نفره، محاصره، برگه مرخصی، اسیر، عکس و بچله محله جلالی را شامل می‌شود.

تاریخ نشر: شهریور 1391

تعداد صفحات: 88

شابک: 978-964-506-244-4

نوبت چاپ: چهارم

قیمت: 60,000 ریال

شمارگان: 2500

 

«بچه محله جلالی» هفدهمین کتاب از مجموعه «قصه فرماندهان» است که داوود بختیاری دانشور آن را براساس زندگی شهید علیرضا ماهینی نوشته است.
سرفصل همه مطالعات ماهینی، قرآن و نهج‌البلاغه بوده و سابقه مطالعاتی‌اش باعث شده که وی حتی در جبهه‌های جنگ نیز از مطالعه در این زمینه دست بر ندارد و برای همرزمانش کلاس‌های آموزشی برگزار کند. بختیاری دانشور به خوبی توانسته این سلوک و خداپرستی شهید علیرضا ماهینی را در داستان‌های کوتاه خود بازتاب دهد.
عبادت‌های علیرضا و شب‌زنده‌داری‌هایش بیادماندنی است. برای خدا از خود می‌گذشت و با اتکا به همین سلاح همواره شجاع و نترس بود. در شبیخون‌ها، پیشاپیش نفرات در حرکت بود و اولین نفری بود که به خط عراق می‌زد. حین عملیات هرگز نشد که سرگردان و مضطرب شود. باز هم این نویسنده است که توانسته با به‌کارگیری قلم توانمند و روایت ساده و بی‌تکلف خود این خصلت‌ها را داستانی کند.
در داستان «گروه 22 نفره» به یکی از ترفندهای جالب علیرضا برای گرفتار کردن و به دردسر انداختن مهاجمان عراقی اشاره شده است. «برگه مرخصی» نیز داستانی است که خواندنش قطره‌های اشک را برای خواننده به ارمغان می‌آورد. نویسنده، داستان «محاصره» را طوری از زبان یکی از رزمندگان و در وصف علیرضا ماهینی نوشته که پیداست این سردار رشید، از چه اعتماد بنفس بالایی در جنگ برخوردار بوده و این صلابت و استحکام را چگونه به سایر رزم‌آوران عرصه پیکار انتقال می‌داده است.
بختیاری دانشور ـ که 6 عنوان از مجموعه قصه فرماندهان را از خود به یادگار گذاشته ـ در این اثر از توصیف و لحظه‌پردازی بیش‌ترین بهره را می‌برد. نمونه توصیف‌های زیبای او را می‌شود در داستان «اسیر» سراغ گرفت؛ آنجا که می‌نویسد: «دو نفر عراقی برگشتند سر جاهاشان. انگار منطقه گشتشان فقط آنجا بود. هر دو کج ایستاده بودند؛ مثل چوب شکسته و فرونشسته تو خاک سست.»
«بچه محله جلالی»، به صورت مختصر، ده‌ها مورد از خصلت‌ها و تکیه‌کلام‌های این شهید جاویدان را ذکر کرده که برای جویندگان معرفت، غنیمتی ارزشمند است.

راهنمای خرید نسخه دسکتاپ راهنمای خرید نسخه موبایل
1048


بستن