ورود

گنج های کلات

نویسنده: مهدی میرکیایی
طراح جلد، تصویرگر: الهه اکبری پور

ناشر سوره مهر

شمارگان 1250

شابک 978-600-03-2762-0

تعداد صفحات 104

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول 99

قطع کتاب رقعی

تهماسب پس از هشت سال دوباره به قصری که پدرانش از آنجا بر سراسر ایران فرمانروایی کرده بودند، وارد شد. هنگامیکه به سرسرای قصر پا گذاشت، پیرزنی که لباس خدمتکارها را به تن داشت، به سوی او دوید. او را در آغوش گرفت و درحالی که اشک می‌ریخت سر و رویش را غرق در بوسه کرد. تهماسب با تعجب به این پیرزن نگاه می‌کرد، نمی دانست این پیرزن چطور جرئت کرده او را در آغوش بگیرد؛ اما خدمتکار پیر او را رها نمی‌کرد. و دائم این کلمات را تکرار می کرد: «آه فرزند عزیزم، یگانه فرزندم، فرزند دلبندم. » تهماسب تلاش کرد در چشم های خیس پیرزن خیره شود و سرانجام در چشم های بی رمق او نگاه مادرش را شناخت.

نویسنده

مهدی میرکیایی

مهدی میرکیایی:
متولد۱۳۵۲ نويسنده، پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
کتاب های نویسنده:
راهپیمایی اشک ها
صلیب خونین
گرگ ها با چشم باز می خوابند
شکار انسان
سفر به آن سوی دریاها
پنج رئیس کوتوله

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
ضربت متقابل

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

راز نگین سرخ

عصرهای کریسکان