ورود

اولین مشت (جلد 3 مجموعه روزهای انقلاب)

نویسنده: میر شمس الدین فلاح هاشمی نصب

این اثر را ظرف 6الی 7 ماه سخت کوشانه نگاشتم. سه ماه اول را که صرف مطالعه منابع تاریخی کردم. علی رغم اینکه چیزی جز دو سخنرانی (مرحوم فلسفی و امام ره) و چند تلگراف از موضوع انجمن ایالتی و ولایتی وجود نداشت داستان شکل گرفت. البته این را مدیون سالها تدریس و کار در مدارس راهنمایی و دبیرستان تهران هستم به خاطر همین فضای داستان در مدرسه بیشتر می گذرد و شخصیت های اصلی داستانی نیز دانش آموز و دبیر هستند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 8- 834- 175- 600- 978

تعداد صفحات 138

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

برشی از کتاب : صدای حاج‌آقا، گنگ و مبهم به گوش می‌رسید. احساس می‌کردم تاریخ به عقب برگشته. چشمم جایی را نمی‌دید. اول، همه جا تاریک بود. سوی کمی از توی مسجد ارک، فضا را روشن کرده بود. گوشه‌ی مسجد ایستاده بودم و هاج و واج داشتم به مردمی که آثار خشم و عصبانیت در چهره‌هایشان کاملاً معلوم بود، نگاه می‌کردم...   لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

میر شمس الدین فلاح هاشمی نصب

در سال 1351 در خطه سرسبز گیلان به دنیا امدم. اهل لاهیجانم. اشتباه نکنید ! فقط یکی دو روز در رشت بودم و در بیمارستانش بدنیا امدم. از دوره راهنمایی شروع به نوشتن کردم ولی جایی برای چاپ و نشر ارائه شان نکردم . در زمان تحصیل مطالبم در نشریه دریچه دانشگاه محل تحصیلم منتشر می شد. لیسانسم را که گرفتم آمدم تهران و 6 سالی ادبیات تدریس کردم یکی دو سالبی برای نشریه امید انقلاب (سال 81و82) داستان کوتاله می نوشتم. یکباری هم ربه سکه نصیبمان شد البته آنجا. دو سالی هم در بنیاد حفظ آثار مسئول شورای شعر و داستان و خاطره بودم. یک مجموعه داستانک دفاع مقدس نوشته ام که علی رغم تایید جناب آقای امیرحسن فردی عزیر به ناشرنداده ام. یکسال هم دبیر سرویس ادبی نشریه زمانه بودم. در مسابقه اشکواره های عاشورایی حوزه عنری جز نفرات برگزیده بودم. هر سه داستانک مورد تفقد قرارگرفتند. داستان بلند گلهایی که روی دیوار خشکید توسط نشرایلیا منتشرشد در سال 1390رمانی هم به نام آسمان هفتم در دست تالیف دارم این اثر برای عصر داستان( بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان است.
به داستایوسکی فوق العاده ارادت دارم. بخاطر روانکاویهای عمیقش در شخصیت هایش.
به ویکتورهوگوی عزیز به خاطر روح غالب انسانیت و اخلاق مداریش در آثارش بخصوص بینوایان
به تولوستوی عظیم نویسنده روس
در ایران به نویسندگان بزرگ سرزمینم؛ دولت آبادی، احمد محمود،مجید قیصری وچند نفر دیگر که اکنون حضور ذهن ندارم ارادت دارم. هفته ای دو الی سه رمان میخوانم.(مجبورم) و از خدا خواسته ام همیشه مثل مرحوم نادر ابراهیمی دیوانه وار مطالعه کنم و بنویسم و...

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

چراغ های روشن شهر

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

آن بیست و سه نفر