ورود

مورچه زحمت کش است

نویسنده: غلامرضا بکتاش

نمای نزدیک:شاید یکی از نشانه‌های گذر از دوران کودکی، پایان یافتن گفت‌وگوهای ما با اشیاء و پدیده‌های بیجان باشد. منطق و عقل کم کم ارتباط ما با همه چیز را تحت سیطره خود می‌گیرد و تخیل آرام آرام به گوشه‌ای پرتاب می‌شود. اما برای ارتباط با کودکان، باید دوباره به همان حال و‌ هوا و همان زبان بازگشت؛ زبان و تخیلی که درتمام اشعار کتاب «مورچه زحمت‌کش است» می‌توان ردی از آن پیدا کرد. غلامرضا بکتاش دراین کتاب ساده‌ترین و روزمره‌ترین پدیده‌های زندگی را از دریچه نگاه کودکان می‌بینند. او از مورچه‌هایی حرف می‌زند که مثل مهندسانی بی‌هیچ نقشه خانه‌شان را دقیق و منظم می‌سازند یا مثل کشاورزانی زحمتکش انبارهای لانه‌شان را از اندوخته‌های خود پر می‌کنند. درشعری، کودک قهرمان کتاب، در تخیل خود اعضای صورتش را مثل آیه‌هایی کوتاه و بلند می‌بیند و درشعری دیگر ماه را نان تازه‌ای که خدا در شبی سیاه می‌پزد. رابطه کودک کتاب با پدیده‌های پیرامونش، رابطه‌ای آمیخته با قصه و روایت است. او حتی از پرنده‌ای که در قفسِ باز، خیال پریدن ندارد قصه‌ای می‌سازد و از آرزوهای جوانه و صخره و قطره‌های آب می‌گوید. کتاب با رابطه عاطفی کودک و پدرش به پایان می‌رسد، رابطه‌ای که آن هم از تخیل خالی نیست، چراکه پدر بودن در ذهن کودکان همیشه نقشی افسانه‌ای و قهرمانانه است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 5000

شابک 0- 702- 175- 600- 978

تعداد صفحات 35

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول

قطع کتاب خشتی

نمای میانی:برای کسی که ۲۴ سال از عمرش را در باغ و دشت زندگی کرده و درخت وگیاه کاشته باشد، شعر گفتن برای کودکان کار دوراز ذهنی نیست، چرا که طبیعت، کودک درون این شاعر ملایری را هنوز زنده نگه داشته است. غلامرضا بکتاش متولد ۱۳۵۱ است. او فعالیتش را با نشریاتی مثل کیهان‌بچه‌ها، سروش کودکان، پوپک، سلام‌بچه‌ها و مجلات رشد آغاز کرد و حالا کتاب‌های منتشر شده بسیاری برای کودکان و نوجوانان دارد. نمای دور:غلامرضا بکتاش: تا کلاس پنجم در روستا بودم. راهنمایی و اول دبیرستان یک خانه در ملایر اجاره کردم و در این خانه اولین زمزمه‌های شعر به سراغم آمد. از آن سال _۱۳۶۶_ تا امروز جدی‌ترین موضوع ذهنم، شعر بوده است. خیلی به این کار علاقه دارم. نمی‌شود از آدمی که خودش کودک است، انتظار داشت شعر بزرگسال بنویسد. روحیه‌ام کودکانه است. سعی می‌کنم خودم را به مخاطبم برسانم. کودکان ما باهوش هستند. مخاطب خیلی برایم مهم است؛ اگر روزی مخاطب کار من را نپسندد، دیگر نمی‌توانم بنویسم. چون با مخاطبم سروکار دارم؛ باید با او نیز بدوم و نفس بکشم. هیچ چیز به اندازه‌ ساده‌نویسی سخت نیست، کودک زبانی ساده و اندیشه‌ای بی¬مرز دارد، کودک قیافه‌ای ساده و شخصیتی پیچیده دارد. او با خرده¬ریزه‌های خانه که ما به ‌آنها آشغال می‌گوییم، بازی می‌کند؛ چون آنها برایش آشغال نیستند، گنج هستند. شعر یک مهندسی قوی دارد که مصالح آن به طور شانسی کنار هم چیده نشده‌اند، بلکه شاعر از جای‌¬جای خیال و اندیشه و واژه در شعرش آگاه است. از کتاب:دانه آرزو داشت/ یک جوانه باشد/ جاودانه باشد/ صخره آرزو داشت/ مثل کوه باشد/ باشکوه باشد/ قطره آرزو داشت/ مثل رود باشد/ یک سرود باشد/ آرزوی دانه/ شد شکوفه باران/ در دل بهاران/ آرزوی صخره/ شد شکوه پیوند ‍‍/ مثل کوه الوند/ آرزوی قطره/ شد پراز ترانه/ مثل رودخانه صفحه ۱۹ سفره نان نداشت/ ناگهان خدا/ در شبی سیاه/ نان تازه پخت/ درتنور شب/ با خمیرماه/ نیمه‌های شب/ شد خمیرماه/ مثل یک لواش/ گاز می‌زند/ از لواش ماه/ آسمان‌خراش صفحه ۲۹ از همین قلم:درحیاط ما(سوره مهر)، حال غنچه خوب است(سوره مهر)، آفرین به آفتاب(سوره مهر)، با دعای باران(مدرسه)، نوجوانی درخت کاج(سروش)، تا رادیو خبر داد(پالیزان)، از ماه باخبر باش (عروج نور)، رونویسی از بهار(کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان)، کلاغ میله میله( قو) و ...

نویسنده

غلامرضا بکتاش

غلامرضا بکتاش:
متولد 1351، نويسنده کودک و نوجوان
کتاب های نویسنده:
حال غنچه خوب است
مورچه زحمت کش
در حیاط ما
آفرین به آفتاب
یک سیب شیرین

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
ضربت متقابل

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

فرنگیس

مهناز فتاحی

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

لشکر خوبان