ورود

رنگ های پشت در

نویسنده: سید حبیب نظاری

نمای نزدیک:تصور کنید شاعری با شیوه زبانی سعدی یعنی اسلوبی که سهل ممتنع نام گرفته، به سبک هندی شعر بسراید و نازک‏خیالی و مضمون‏یابی را ترفند اصلی کارش قرار دهد، حاصل کار می‏شود شعری به مانند شعرهای سید حبیب نظاری. شاعری که البته اهل این زمانه است و رنگ و بوی این روزگار و چاشنی‏هایی از ره‏آوردهای نیما را هم به این محصول افزوده است. نظاری در مجموعه «رنگ‏های پشت در» با این دو شاخصه به چشم می‏آید: زبان ساده و سالم و مضمون‏یابی که البته بیشترین بار پرداخت مضامین تازه بر عهده قافیه و ردیف‌های تازه، بلند و غیر معمول در غزل‏ها و دوبیتی‏هایش گذاشته شده است. اینها تعدادی از ردیف‏های غزل‌های او است: «خط فاصله»، «که همچنان»، «به اندازه عشق»، «بزرگ‏تر»، «به جای چای»، «به روزنامه‏ها»، «کمانچه را»، «پرنده نیست»، «منتشر کنید»، «پُر کرده است»، «در را باز کن»، «بود و تو ماهی می‏شدی»، «پیاپی»، «حل می‏شد»، «پرستوها»، «کوچه‏های شهر را»... این‌همه ردیف تازه در یک مجموعه شعر در روزگار ما تقریبا منحصر به فرد است. همچنین بعد از انقلاب و با احیای قالب‏های کلاسیک، دوبیتی کم طالع‏تر از بقیه بود و به خصوص نسبت به برادر دوقلویش رباعی جدی گرفته نشد. حبیب نظاری اما این قالب دوست داشتنی را جدی گرفته و از این لحاظ هم متمایز است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 4-637-506-964-978

تعداد صفحات 156

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

  نمای میانی:«رنگ‏های پشت در» شامل 25 غزل و 101 دوبیتی است. مجموعه با غزلی با عنوان خط فاصله و با این مطلع شروع شده است: «حالا میان ما و شما ـ خط فاصله افتاده است فاصله با خط فاصله» عنوان‌ بعضی از غزل‏ها‏ی این مجموعه چنین است: «اندازه عشق»، «شهر بی‏بهار»، «گیتارها»، «بمب‏های ساعتی»، «انتظارهای پیاپی»، «شعری بخوان» و... یکی از غزل‏های این مجموعه با عنوان «کوچه‌های شهر» و با این تقدیمیه: «تقدیم به کوچه‌های شهر شهیدم» به شهر خرمشهر تقدیم شده است که مطلع آن چنین است: «طی کن ای باران تمام کوچه‌های شهر را تا ببینی ازدحام کوچه‌های شهر را» دوبیتی‌های این مجموعه با مضامین مذهبی، اجتماعی، عرفانی و عاشقانه سروده شده‏اند که با توجه به موضوع یا درونمایه، شاعر آنها را به پنج بخش تقسیم کرده است. اشعار عاشورایی در این میان حجم فراوانی از دوبیتی‏ها را به خود اختصاص داده است. به طور مثال یکی از این بخش‏ها حاوی 21 دوبیتی با موضوع حضرت ابالفضل العباس‌(ع) است. نمای دور:سارا حبیبی: «سید حیبیب نظاری به قالب دوبیتی توجهی بیش از پیش دارد و حجم بزرگی از آثارش در این قالب است. این نشان می‏دهد که هم خودش عاطفی است و هم شعرهایش و همچنین سادگی و بی‏ادعایی را دوست دارد.» حسین حکمت‏نیا: «حبیب نظاری یک شاعر بالفطره است. اشیاء و اجسام در دست‏های او همه ابزار خلقت و خلاقیت‏اند. نظاری این شور شاعرانگی را با شعور متعهدانه درهم‏آمیخته است.» از کتاب:ساک را بستی، غم بدرود را دادی به من دست و پاگیر تو هر چه بود را دادی به من ساک را... گفتم: نگفتی کی می‏آیی؟ باز هم وعده آن جمعه موعود را دادی به من پلک‏هایت روی هم افتاد، عاشق‏تر شدم عکسی از آن روز ناخشنود را دادی به من شانه‏های گریه‏ات را با خودت برداشتی شیون یک زخم بی‏بهبود را دادی به من سایه‏های روی هم افتاده را می‏خواستم هر چه در آیینه روشن بود را دادی به من صفحه 45   لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

سید حبیب نظاری

زندگینامه

سید حبیب نظاری متولد 1351 در قم است. در این مجموعه شعر 23 غزل با عنوان‌هایی چون «مردم همیشه»، «روزنامه‌ها»، «پرستوها»، «آفتاب‌های بزرگ»، «تو ماهی می‌شدی» و «شعری بخوان» گنجانده شده است. بخش دوم این مجموعه شعر شامل 101 دوبیتی با مضامین مذهبی، عاطفی و اجتماعی است.

کتاب های مرتبط
لشکر خوبان

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

راز نگین سرخ

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

آن بیست و سه نفر

کالک های خاکی

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام