ورود

قایق راندن به اقیانوس

نویسنده: مظفر سالاری

ناشر سوره مهر

شمارگان 1250

شابک 978-600-175-098-4

تعداد صفحات 304

نوبت چاپ پنجم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 

این کتاب شامل شش فصل است. پنج فصل به پنج روز اقامت رهبر در یزد اختصاص دارد و یک فصل شامل ضمائم است. چکیده کتاب: شیخ، که نویسنده است، قرار است از روزهای دیدار آیت الله خامنه‌ای از شهر یزد گزارشی تهیه کند. از او خواسته می‌شود و با نگاه ویژة خودش این گزارش را بنویسد نه مانند خبرنگاران و گزارشگران عادی. او، همراه صفاییان، که عکاس است، راهی خانة معلم می‌شود و بعد از هماهنگی‌های لازم همراه خبرنگاران و عکاسان و فیلمبرداران سوار بر وانتی می‌شوند و برای استقبال از رهبر به چهار راه دولت‌آباد می‌روند. مردم شهر با پختن آش نذری و تزئین کوچه‌ها و خیابان‌ها مشتاق دیدار رهبر هستند. رهبر شهر یزد را مرکز دانش و هنر و کار و تلاش و مردم یزد را قناعت‌پیشه و سخت‌کوش می‌نامند و از مردم یزد به خاطر اجتماع عظیم‌شان در هوای سرد تشکر می‌کنند. روز دوم آیت‌الله خامنه‌ای برای بیش از پنج‌هزار دانشجو سخنرانی می‌کنند و به دیدار خانواده‌های شهدا در منزل آن‌ها می‌روند. روز سوم در پادگان تیپ الغدیر مراسم مشترک نیروهای مسلح برگزار می‌شود و فرماندهان سخنرانی می‌کنند و همان شب در مسجد حظیره رهبر بر سر عده‏ای از طلبه‌های جوان با دست خود عمامه می‌گذارند. روز چهارم آیت‌الله خامنه‌ای به ابرکوه می‌روند و در ورزشگاه شهید اکبر پور سخنرانی می‌کنند و بعد ورزشگاه را به مقصد گلزار شهدا ترک می‌کنند. در روز پنجم رهبر به ورزشگاه شاهدیه و به دیدار از مسجد جامع یزد می‌پردازند. در جای جای این کتاب به معرفی خیابان‌ها و محله‌های شهر یزد و برخی از آداب و عادات یزدی‌ها پرداخته شده است. گزیده متن: ص 102: هرکس نشسته بود از جا برخاست تا همراه با دست تکان دادن رهبر احساسات صمیمانه خود را نشان دهد. دریای آرام دوباره به تلاطم درآمده بود. گروه حفاظت هر کجا که بودند به سمت معبر خروجی به راه افتادند و به نویسندگان و فیلمبردارها و عکاسان اشاره کردند که همراهی‌شان کنند. ص 205: سخنان آقا که به پایان رسید، ایشان طبق معمول مشغول دعا کردن شدند. جمعیت از ته دل آمین می‌گفتند. این آمین‌ها نوعی لبیک به توصیه‌های رهبر نیز بود. شیخ دفترچه‌اش را بست و همراه با همه دست‌ها را بالا آورد.

نویسنده

مظفر سالاری

زندگینامه

زندگینامه ایشان از زبان خودش: از دوم دﺑﺴﺘﺎن ﻋﻀﻮ ﮐﺎﻧﻮن ﭘﺮورش ﻓﮑﺮی ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻮده و ھﻤﻮاره ﺑﺎ ﮐﺘﺎب و ﮐﺘﺎﺑﺨﻮاﻧﯽاﻧﺲ واﻟﻔﺖ داﺷﺘﻪ ام . از ﺳﺎل 67 ھﻤﺮاه ﺑﺎ ﺷﺮﮐﺖ در ﮐﻼس ھﺎی ادﺑﯽ و ھﻨﺮی دﻓﺘﺮ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ، اداره ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ادﺑﯽ آن ﺟﺎ را ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻢ . از ﺳﺎل 71 ھﻤﮑﺎری ام را ﺑﺎ ﻣﺠﻠﻪ ﺳﻼم ﺑﭽﻪ ھﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺴﺌﻮل داﺳﺘﺎن آﻏﺎز ﮐﺮدم و دو ﺳﺎل ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ھﻤﯿﻦ ﻋﻨﻮان ﺑﺎ ﻣﺠﻠﻪ «ﭘﻮﭘﮏ» ﻧﯿﺰ ھﻤﺮاه ﺷﺪم . ﺑﺮای ﺑﭽﻪ ھﺎ داﺳﺘﺎن ، ﻧﻤﺎﯾﺸﻨﺎﻣﻪ ،ﻓﯿﻠﻤﻨﺎﻣﻪ ، ﻧﻘﺪ و ﻣﻘﺎﻟﻪ ھﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﻓﺮاواﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ و ﺷﺎﮔﺮدان زﯾﺎدی ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﺮده ام .

در آن زﻣﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ طﻮر ﻣﺮﺗﺐ ﻧﻘﺪ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ، در ﺳﻪ ﺳﺎل ﭘﯿﺎﭘﯽ در ﺟﺸﻨﻮاره ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت ﮐﺎﻧﻮن در زﻣﯿﻨﻪ ﻧﻘﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪه ﺷﺪم . ﮐﺘﺎب ھﺎ و داﺳﺘﺎن ھ

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

عصرهای کریسکان

ضربت متقابل

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

فرنگیس

مهناز فتاحی