ورود

از روزهای برفی

نویسنده: محمدرضا محمدی پاشاک

نمای نزدیک:سرمای برف همیشه آزارنده نیست؛ ‌گاه دستی می‌شود مهربان، که لباسی پشمی را بر تن پسرکی فقیر و روستایی می‌پوشاند. «از روزهای برفی»، با داستانی از یک حسرت نوجوانانه آغاز می‌شود؛ حسرتی که زاییده فقر است و مثل سرمای زمستان، انگشت‌های قهرمان قصه را می‌گزد. اما محمدی پاشاک قرار است به این قهرمان کوچک بیاموزد که زندگی برای هر درد خود درمانی و برای هر قفل کلیدی دارد. او به امیر، قهرمان قصه، یاد می‌دهد که تنها مسیر تحقق رویا‌هایش، کار کردن است. داستان بعدی ساحت تجربه‌ای دیگر برای امیر است، با شخصیت‌های بسیار که تفاوت‌هایشان با یکدیگر، فضای داستان را واقعی‌تر کرده است. در داستان «کرانه‌های دور» امیر و دوستش می‌خواهند الاغی را که در چاله‌ای افتاده نجات بدهند، اما تلاش آن‌ها برای نجات این حیوان زبان بسته دردسرهای بزرگی برای خانواده‌هایشان ایجاد می‌کند. نویسنده در این داستان، انجام کار درست را در ذهن قهرمانان نوجوانش به چالش می‌کشد و در تمام طول قصه آن‌ها را با این تردید مواجه می‌سازد که آیا بی‌تفاوتی نسبت به مشکلات دیگران، راه بهتر و بی‌دردسرتری نیست؟ اما جهان قصه، جهان آموختن از خوبی‌ها و بدیهاست، جهان برتری ایمان به شک و تردید. به همین خاطر پایان قصه جایی است که مشت آدم‌های بد باز می‌شود و رنج آدم‌های خوب پایان می‌گیرد، تا مخاطب نوجوان به همراه قهرمان قصه، در این چالش بزرگ، همچنان وفادار به عاطفه‌ ناب کودکانه‌ خویش بماند. سومین قصه‌ نیز با عنوان «عروس گلک» داستانی است در ستایش دوستی؛ قصه‌ای پر از تجربه‌های تازه، جغرافیای تازه، اتفاق‌های تازه و نگاهی نو به دنیای نوجوانان. دنیای نویسنده در این قصه‌ها مثل برفی پانخورده، از کلیشه‌های رایج داستان نویسی نوجوانان پاکیزه مانده است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 978-964-506-893-4

تعداد صفحات 104

نوبت چاپ دوم

سال چاپ اول

قطع کتاب پالتویی

 

نمای دور:محمدرضا محمدی پاشاک: «روزهای برفی» را با نگاهی به کار و تلاش نوجوانان و شرایط اجتماعی روستایی در شمال نوشتم.
دو داستان «از روزهای برفی» و «عروس گلک» درباره کار نوجوانان است که برخلاف نظر بزرگتر‌ها نوجوانان هم می‌توانند کار کنند و مسئولیت بپذیرند. داستان سوم هم درباره حیوان‌دوستی نوجوانان است. این داستان در مورد حیوانی است که در رودخانه افتاده و بچه‌ها این حیوان را از رودخانه نجات می‌دهند ولی این حیوان باعث یک سری دردسر برای بزرگتر‌ها می‌شود. از نظر ساختاری ارتباطی بین این سه داستان وجود ندارد و هر کدام موضوع خاص خودش را دارد. تنها وجوه ارتباط بین این سه داستان؛ یکی شخصیت داستان‌ها به اسم امیر است و دیگری هم فضای روستایی داستان‌ها است. انتشار چاپ اول این کتاب البته به سالهای ۷۰، ۷۱ برمی‌گردد که درچاپ جدید آن را ویرایش نکردم چرا که شخصا اعتقادی به ویرایش مجدد ندارم.

از کتاب: نمی‌دانم چقدر گریه کرده بودم که یک دست کلفت و قوی زیر بازویم را گرفت و بلندم کرد. وقتی نگاه کردم، دیدم علی است که بازویم را گرفته و دارد خاک‌های لباسم را می‌تکاند. داغم تازه‌تر شد. خواستم بگویم: «من و تو که با هم دوست بودیم؛ پس چی شد؟» ولی نمی‌توانستم حرفم را بزنم... من مدام دماغم را بالا می‌کشیدم. همینطوری می‌رفتیم که متوجه شدم علی هم دارد گریه می‌کند. نگاهش که کردم خنده‌ام گرفت. خنده و گریه با هم.صفحه ۶۱

از همین قلم:مادربزرگم نازبانو (تربیت) آن نان‌ها که از بهشت می‌آیند (شاهد) مثل علی مثل فاطمه (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) تل آتشین (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) بچه‌های قرارگاه سرنی (ستاره‌ها) شاه عباس (مدرسه) همدم یاد شما (ستاره‌ها) صخره‌های مریوان (ستاره‌ها) و...

نویسنده

محمدرضا محمدی پاشاک

زندگینامه

در سال 1339 در روستای پاشاک لاهیجان متولد و تا دوره دیپلم را در آنجا به سر برد. پس از اخذ دیپلم به دانشسرای راهنمایی تحصیلی رشت رفت و از سال 59 تاکنون در تهران به سر می‌برد. تحصیلاتش را تا مقطع فوق دیپلم علوم انسانی ادامه داده و همکاریهایی با حوزه هنری با عناوین مختلف از جمله مدرس واحد آموزش و مدیر داخلی پیک قصه داشته است. او مدتی نیز دبیر سرویس ادبیات داستانی مجله سوره نوجوان و مدیرداخلی جُنگ سورة بچه‌های مسجد بوده است. همچنین حدود مدت 2 سال در روزنامه آفتابگردان که اولین روزنامه ویژه کودکان و نوجوانان است عضو هیئت تحریریه و مسئول بخشهای مختلفی از جمله صفحه ادب و هنر، بخش فرهنگی ـ اجتماعی و صفحه آخر بوده است. از میان آثار او کتاب «از روزهای برفی» سال 75 در جشنواره انتخاب کتاب سال کانون پرورش فکری دیپلم افتخار گرفت، «مادربزرگ نازبانو» در جشنواره انتخاب کتاب سال مجلات تقدیر شد، «فصل کوچ چلچله» از سوی سورة نوجوان مورد تقدیر قرار گرفت، داستان کوتاه «صورت حساب» در جشنواره حوزه هنری و از سوی جنگ سوره بچه‌های مسجد دیپلم افتخار دریافت کرد، رمان «پسران سفیدرود» سال 77 کتاب برگزیده وزارت ارشاد، کتاب اول کانون پرورش فکری و سال 78 در انتخاب کتاب سال امام و انقلاب اول شد، «تل آتشین» برگزیده جشنواره پانزدهمین سال جنگ شد، «مثل علی، مثل فاطمه» سال 80 در جشنواره کتاب شهادت برگزیده شد.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
نفس های خردلی

یه درو نبستی نمکی (مجموعه هل ام بده قل ام بده)

اسدالله شعبانی

محاصره سارایوو

کاوه ذاکری

روزهای خرمشهر

شکار انسان

پنجره‌های همیشه باز

احد ده‌بزرگی

آفرین به آفتاب

مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی - جلد اول و دوم

حسن بلخاری قهی

بزرگمرد کوچک

حسین نیری

کتاب های پیشنهادی ما
بچه محله جلالی

داوود بختیاری دانشور

بلدچی جلد اول

اسماعیل سپه وند

بهار کوچولو

نسیم ارجمند

بچه ها دلم برایتان تنگ می شود

عزت اله الوندی

ستاره های نبرد هوایی - جلد دوم

دکتر احمد مهرنیا

حاج آقا حسین قمی

رضا مختاری اصفهانی

قصه های شهر جنگی (پالتویی)

جمعی از نویسندگان

فاخته ها لانه ندارند

مهدی میرکیایی

صفر تا صد مصاحبه

محمد دیماسی

پشت شیشه های مات

عزت الله الوندی

مشتریانی که این کتاب را خریده اند، کتاب های زیر را مطالعه کردند
سکان، سمت، میانه‌ی اروند

فیروز زنوزی جلالی

خاطرات آیت الله پسندیده

محمدجواد مرادى ‏نیا

راهنمای موضوعی کتاب‌های حماسه حسینی (٢ و ١)

سعید سرمدی

سیر تفکر معاصر - جلد دوم

محمد مددپور

آیینه خیال

مرتضی گودرزی

لالایی های کودکان ایران

حمید سفید گر شهانقی

اولین مشت (جلد 3 مجموعه روزهای انقلاب)

میر شمس الدین فلاح هاشمی نسب

آشیانه بر باد

محمدرضا هنرمند

وقتی تو بیایی

مینا محمدی

دست هزار غریب

سعید تشکری