ورود

سیاه چمن

نویسنده: امیرحسین فردی

نمای نزدیک :آن‌چه «سیاه‌چمن» روایت می‌کند، تصویر غریب و بیگانه‌ای نیست. بازنمایی روزگاری است که بساط ظلم خان‌ها و ارباب‌ها گسترده بود و انقلاب آن را برچید و به قصه‌ها سپرد. زمان وقوع حوادث در داستان امیرحسین فردی به بهار سال ۱۳5۸ برمی‌گردد. او داستانش را با لحنی روان و به شیوه خطی روایت می‌کند و بدون کمک گرفتن از بازی‌های فرمی و یا ساختار پیچیده، اجازه می‌دهد که داستان با فراز و فرودهای واقعی و ماجراهای به یادماندنی‌اش، مخاطب را با خود همراه و همدل کند. ماجرای «سیاه‌چمن» در یکی از روستاهای جنوب کهنوج روی می‌دهد؛ به دستور ارباب روستا، سیف الله خان، بردن گله‌ها به سیاه‌چمن ممنوع شده و گوسفندان خانواده خیرمحمد به این خاطر یکی یکی تلف می‌شوند. این ماجرا درگیری‌هایی را میان پسران خیرمحمد و سیف الله خان به‌وجود می‌آورد. فردی در روایت قصه «سیاه‌چمن»، به جزئیات زندگی این روستاییان بی‌اهمیت نیست و پرداختن به موضوعی حساس و انقلابی، او را از توصیف طبیعت و جلوه‌های زیبای آن غافل نمی‌کند. اما «سیاه‌چمن» تنها انقلاب آدم‌ها نیست، انقلاب دره‌ها و کوه‌هایی است که صدای پای گله‌های مردمان روستا را انتظار می‌کشیدند و سیستم ناعادلانه و ستمگرانه ارباب و رعیتی، هوای پاکشان را آلوده کرده بود.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 2-417-506-964-978

تعداد صفحات 150

نوبت چاپ هفتم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 

نمای میانی : دامنه های سرسبز سبلان، برایش یادآور روزهای کودکی است. در اولین روزهای پاییز ۱۳۲۸ در روستایی در دامنه همان کو ه ها به دنیا آمد و اولین سوغات مهاجرتش به تهران، آشنایی با ادبیات بود. امیرحسین فردی از سال ۱۳۵۸ مشغول نوشتن در حوزه کودک و نوجوان است و تاکنون جوایز مختلفی هم به دست آورده. فردی به مدت ۲۴ سال سردبیر و مدیر مسئول «کیهان بچه ها » بود و تاکنون داوری جشنوار ههای مختلفی را برعهده داشته است.

نمای دور:امیرحسین فردی: قرار نبود سیا ه چمن به این شکل نوشته شود. نوروز ۶۳ که به روستاهای اطراف دریاچه هامون رفتم، دیدار مردمان آن دیار یکی از حوادث به یادماندنی زندگی ام شد. تصمیم گرفتم تا گزارشی از آن دیدار برای روزنامه کیهان بنویسم. وقتی شروع به نوشتن کردم، دیدم نمی توانم گزارش بنویسم. میل شدیدی به داستان نوشتن دارم. تا آن روز دو داستان کوتاه بیشتر ننوشته بودم و هنوز تصمیمی جدی برای نوشتن نداشتم. خیلی نتوانستم مقاومت کنم. حوداث مرا با خود بردند. تابستان همان سال وقتی داستان تمام شد، نام سیا ه چمن را برایش انتخاب کردم و شد این کتاب. سیا ه چمن هرچه هست، اولین رمانی است که در اردوگاه نویسندگان متعهد، درباره تاثیر انقلاب اسلامی بر زندگی مردمان یکی ازمحرو م ترین نقاط ایران نوشته شد. این فضل تقدم یکی از ویژگی های برجسته سیاه چمن است. اگرچه نقدهای متعددی می تواند بر سیا ه چمن وارد باشد، با این حال نمی توانم این اثر را دوست نداشته باشم.

از کتاب: خیرمحمد در حالی که هنوز چوب دستی بر فراز سرش بود، از جا کنده شد و در میان دود، انگار پری که باد او را م یبرد، به عقب پرتاب شد و به دیواره کپر برخورد و درمیان صداهایی همچون درهم شکستن اشیا بر زمین افتاد. صدای شیون و فریاد بچ هها برخاست. ب یبی و امان داد به طرف او دویدند. جان ب یبی سریع از جا جست. با دو دوست محکم روی کاسه زانوهای لاغر و استخوان یاش کوبید و از حال رفت. صفحه ۷

از همین قلم: اسماعیل (سور ه مهر)خسته نباشی گل بهار (سور ه مهر) آشیانه در مه (سوره مهر) یک دنیا پروانه (صریر) کوچک جنگلی: داستانی از زندگی و مبارزات میرزا کوچکخان (قدیانی) روزی که تو آمدی (پیام آزادی) شنل قرمزی 6 (کیهان) و ...

 

 

نویسنده

امیرحسین فردی

امیرحسین فردی:
متولد ١٣٢٨ و متوفي 1392، نويسنده و مدير اسبق دفتر آفرينش هاي ادبي حوزه هنري
کتاب های نویسنده:
سفرنامه هامون ، زهکلوت و آن احوالی
گرگ سالی
آشیانه در مه
اسماعیل
سیاه چمن
قصه های گل بهار

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

فرنگیس

مهناز فتاحی

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

اردوگاه اطفال

آن بیست و سه نفر

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

دلیل (روایت حماسه شهید چیت سازیان)

حمید حسام