اخبار اخبار

14:07
12 آبان 1397

معرفی کتاب

اشک و لبخند با رمان خواندنی "مگیل"

رمان «مگیل» نوشته محسن مطلق داستان رزمنده‌ای را بیان می‌کند که در یک حادثه، بینایی و شنوایی خود را از دست داده و مجبور می‌شود به قاطری به نام مگیل اعتماد کند و دنبال او راه بیفتد.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، مگیل نام قاطری است که به همراه چند چهارپای دیگر تسلیحات و تدارکات لازم را به نیروهای مستقر در خط مقدم می رساند و عنوان کتاب از او برداشته شده است. این قاطر از کمین نیروهای دشمن جان سالم به در می برد، اما بعد از این اتفاق باید خود را برای رساندن یک رزمنده مجروح به پایگاه آماده کند.

لحن این رمان خودمانی است اما عامیانه نیست. شوخی و ظرافت‌های خوبی در متن به‌کار گرفته شده‌اند که قطعا خنده مخاطب را به ارمغان می‌آورد. در ابتدای داستان رزمنده ای در طی یک حادثه، بینایی و شنوایی خود را از دست داده و مجبور می شود به مگیل اعتماد کند و دنبال او راه بیفتد، ماجراهایی که طی داستان برای مگیل و این رزمنده پیش می آید که این داستان را خواندنی و جذاب می کند.

رزمنده این رمان، آدمی است از جنس خود ما؛ باورپذیر و زودیاب. او انسان است و به قول یک نویسنده، هیچ چیز انسانی از او غریب نیست. گریه می کند، می ترسد، از کوره در می رود، ناامید می شود، اما یقین دارد که خدا هست و او را می شنود؛ رزمنده ای که اصلاً آدم را یاد رزمنده های فرشته خصال توی فیلم های دهه های پیش نمی اندازد.

رزمنده و قهرمان رمان «مگیل»، یکی از هزاران جوان داوطلب جبهه هاست که با نفس رحمانی امام، ظرفیت های معنوی بالقوه شان، بالفعل شد. قهرمان قصه، رزمنده ای با ریشه های عمیق مذهبی است، اما به دور از شعارزدگی و مقدس مآبی های اغراق شده است. 

نکته قابل توجه درباره این کتاب نیز همین موضوع است که در رمان «مگیل»، هیچ جا شعار یا پیام زمختی که از متن بیرون بزند و یا بخواهد مخاطب را با شعارهای کلیشه ای خسته کند دیده نمی شود. 


گزیده ای از متن  کتاب:
«با خدا مناجات می‌کنم. دنبال عبارات دعای سحر هستم تا حال و روزم را برساند ، اما فرقی نمی کند که فارسی باشد یا عربی .
مولای یا مولای انت بینا و ان نا بینا
و هل یرحم النا بینا الا بینا
مولای یا مولای انت شنوا و ان نا شنوا
و هل یرحم النا شنوا الا ناشنوا
با همین مناجات من درآوردی به خوا ب می روم ؛ در حالی که از سرما و ترس چمباته زده ام و کمی گرمای کمر مگیل را احساس می کنم . آن قدر خسته ام که خواب را به هر چیز دیگر ترجیح می دهم و بعد دیگر هیچ نمی فهمم.»

گفتنی است محسن مطلق متولد 1348 تهران است و در نوجوانی، یعنی در سال 1362، برای اولین بار به جبهه‌های جنگ رفت و تحت تأثیر آن فضا تا پایان جنگ در جبهه ماند. او‌ کار نوشتن درباره‌ جنگ را با کتاب «زنده بادکمیل» آغاز کرد. از این نویسنده تا کنون کتابهای (جاده های خلوت جنگ)، (مگیل)، (مهاجر مهربان)، (زنده‌ باد کمیل)، (یک روز، یک مرد)، (نگهبان کوچک)، (نگاه شیشه ای) و (درخت تنها)  به انتشار رسیده است.

لازم به ذکر است رمان طنز «مگیل» در 88 صفحه و تیراژ 2500 نسخه در سال 1389 با چاپ اول روانه بازار نشر شده است.

برای دریافت نسخه چاپی این کتاب اینجا کلیک کنید.
برای دریافت نسخه الکترونیک این کتاب اینجا کلیک کنید.


متن خبر
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن