جشنواره وب و موبایل ایران

اخبار سخنرانی

16:14
13 آذر 1395

بررسی اقتصاد نشر با دکتر محمد قلی یوسفی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

روند فعلیِ اقتصاد نشر ناامیدکننده است

در واقع بیانِ ساده‌تر این گزارش آن است که جامعة ایرانی هر روز کمتر از گذشته کتاب می‌خواند و صنعت نشر هر زمان بیش از گذشته با شکست در بازار مواجه می‌شود. این موضوع از یک‌سو مؤلفان و نویسندگان کتاب‌ها را ناامید می‌کند و از سوی دیگر ناشران را. اگر همین روند ادامه یابد، در کمتر از یک دهة آینده باید منتظر پایان تألیف و نشر کتاب در ایران باشیم.

از نظر متخصصان و فعالان حوزة نشر کتاب، مشکلات صنعت نشر کشور به مواردی نظیر یارانه‌‌های دولتی، توزیع نامتعادل امکانات در پایتخت، بی‌توجهی به نیاز بازار در تولید و فروش عمده به مراکز دولتی، غیرحرفه‌ای بودن بخش اعظم صنعت نشر، نابسامان بودن چرخة توزیع، تبلیغ و اطلاع‌رسانی ضعیف و نادرست،‌ نبود نهاد‌های صنفی تأثیر‌گذار، و عدم توسعة کتابخانه‌های عمومی و مدارس خاص بازمی‌گردد.

دربارة وضعیت فعلی اقتصاد نشر کشور و کاستی‌ها و ظرفیت‌های موجود در آن و برای رونق کتاب‌خوانی، با دکتر محمدقلی یوسفی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.


 
 
 
وضعیت فعلی اقتصاد نشر کتاب در ایران چگونه است؟

 
 
 
اخیراً دبیر کل نهاد کتابخانه‌های کشور در مواضعی صریح و انتقادی نکاتی را مطرح کرده است که از مجموع نزدیک به 80 میلیون ایرانی، فقط 2 میلیون و 500 هزار نفر عضو کتابخانه‌های عمومی هستند و سهم چشمگیری از سرانة مطالعه در کشور مطالعة کتاب‌های درسی توسط نوجوانان پشت کنکوری است. این در حالی است که کشورهای پیشرفته با 20 درصد جمعیت، 70 درصد کتاب جهان را چاپ می‌کنند.
 
برای کشوری مثل ایران که مهد تمدن و فرهنگ است شایسته نیست که تیراژ کتاب عموماً 2 هزار نسخه باشد، اما در کشور حدود 60 میلیونی فرانسه تیراژ کتاب 10 میلیون است. کتاب در ایران خوانده نمی‌شود؛ در این گزاره نه تردیدی هست، نه تعارفی! بررسیِ آمار کتاب‎های منتشرشده در طول چند دهة گذشته نشان می‌دهد که استقبال از «یار مهربان» هر روز کمتر از روز گذشته بوده و شمارگان کتاب با یک ضریب تصاعدی کاهش یافته است.
 
 
 
شما اطلاعی از وضعیت انتشار کتاب در دوران پس از انقلاب اسلامی دارید؟
 

 
 
اطلاعات من شاید دقیق و معتبر نباشد، چون مسئولیت اجرایی در این حوزه نداشته‌ام، اما بنا به آماری که برخی از مدیران سابق و کنونی وزارت ارشاد اعلام کرده‌اند، از ابتدای انقلاب تاکنون نزدیک به 900 هزار عنوان کتاب مجوزِ انتشار گرفته و منتشر شده است. نتایج تحقیقات و آمارها نشان می‌دهد که شمارگان کتاب از دولت پنجم تا دولت دهم با کاهش روبه‌رو بوده است. بر اساس همین آمارها می‌توان گفت که بیشترین متوسط شمارگان کتاب به دولت‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و کمترین شمارگان کتاب به دولت‌ محمود احمدی‌نژاد مربوط می‌شود.
 
در دورة ریاست‌جمهوری آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی (دولت‌های پنجم و ششم)، شامل سال‌های 1368 تا 1375، مجموع متوسط شمارگان کتاب 41 هزار و 716 نسخه بوده است. این شاخص در دورة ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی (دولت‌های هفتم و هشتم)، در سال‌های 1376 تا 1383، به 34 هزار و 394 نسخه رسیده است. این در حالی است که در دورة ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد (دولت‌های نهم و دهم)، یعنی از سال 1384 تا 1392، متوسط شمارگان کتاب به 26 هزار و 798 نسخه تنزل پیدا کرده است. همان‌طور که از نتایج بررسی‌ها برمی‌آید، شمارگان کتاب از سال 1368 تا 1392 با کاهش چشمگیری مواجه بوده است.
 
 
 
اقتصاد انتشار کتاب در ایران و کشورهای توسعه‌یافته چه تفاوتی دارند و به نظر شما دلیل موفقیت آن‌ها چیست؟
 

 
 
شاید بتوان میزان تیراژ کتاب در هر کشور را ملاک مناسبی برای سنجش سرانة مطالعه و به عبارتی اقبال مردم به مطالعة کتاب دانست. به‌ طور معمول انتشار کتاب در کشورهای توسعه‌یافته با تیراژهایی روبه‌رو می‌شود که وقوع آن در ایران چیزی شبیه به رؤیا و انتشار کتاب با تیراژهای مذکور برای ناشران و صد البته نویسندگان آرزویی به‌ظاهر دست‌نیافتنی است. به‌ طور مثال در کشور انگلستان، رمانی با ‌عنوان «بریسینگر»، نوشتة کریستوفر پائولینی، در اولین روز عرضه به بازار کتاب، با فروش 45 هزار نسخه‌ای مواجه شد.
 
این در حالی است که تیراژ کتاب‌های منتشرشده در ایران به‌سختی به مرز 10 هزار نسخه می‌رسند. مثلاً کتاب «دا»، نوشتة سیده اعظم حسینی، که به‌ عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های ایرانی شناخته می‌شود، در طول هفت سال فقط 300 هزار نسخه فروش داشته و در بهترین حالت توانسته رقم 10 هزار نسخه را در بعضی از چاپ‌ها تجربه کند.
 
 
 
آثار نشر دولتی و خصوصی بر اقتصاد نشر چیست و هرکدام چه ظرفیت‌ها و محدودیت‌هایی دارد؟

 
 
 
حوزة نشر در یک تقسیم‌بندی کلی به دو بخش نشر آثار کتابی و غیرکتابی و در بخش نشر کتاب نیز آثار به دو بخش مکتوب و الکترونیک تقسیم می‌شوند. حوزة نشر در جامعه به دو بخش دولتی و خصوصی تقسیم می‌شود و نگاه‌ها در این دو بخش متفاوت‌اند. عده‌ای این دو بخش را مباین و مغایر و برخی نیز این دو بخش را هم‌افزای یکدیگر می‌دانند.
 
در یک نگاهِ واقع‌بینانه، حوزة نشر دولتی امکانات و ظرفیت‌هایی دارد که این امکانات در اختیار نشر غیردولتی نیست. اگرچه رقابت بین این دو بخش متوازن و صحیح نیست، اگر امکانات و ظرفیت‌ها متنوع نباشند‌، آن وقت دیگر رقابت معنایی ندارد.
 
بهتر است به جای اینکه به این دو حوزه رقابتی نگاه کنیم، با دیدی هم‌پوشاننده و رقابتی بنگریم. نگاه اول نگاهی فرهنگی است که بر اساس آن صنعت نشر نباید جایگاه تجاری و اقتصادی داشته باشد و کل نگاه باید فرهنگی باشد. ولی نگاه دوم معتقد است نگاه به حوزة نشر تجاری و اقتصادی است و اصولاً در حوزة فرهنگ نباید اقتصادی باشیم. نگاه سومی هم وجود دارد که با واقعیت سازگاری بیشتری دارد؛ این نگاه نه صرفاً اقتصادی است و نه تجاری. اگرچه حوزة نشر فرهنگی است، این دو نگاه با هم در ارتباط‌اند و به نوعی مکمل یکدیگرند.
 
 
 
به نظر شما محورهای اصلی اقتصاد نشر کدام‌اند و در حال حاضر چه وضعیتی دارند؟
 
 
 
در اقتصاد نشر سه محور اصلی نگارش شامل مؤلف و مترجم، تولید یعنی ناشر، و عرضه شامل پخش و توزیع کتاب نقش اصلی دارند. اما در این میان باید بخش چهارمی را در نظر گرفت که شامل مخاطبان‌اند؛ افرادی که متأسفانه در چرخة نشر توجه کمتری به حضور آنان می‌شود. اگر در گذشته سه ضلع در صنعت نشر معرفی می‌شد، اکنون این اضلاع به چهار بخش تقسیم می‌شوند.
 
آمار شش ماه اول سال خانه کتاب که هنوز کار تحلیلی بر آن انجام نشده نشان‌دهندة عدم تعادل میان تیراژ و بهای کتاب‌هاست. این درست است که هر کتابی تعدادی مخاطب دارد، اما این ناهماهنگی در آمار موجود ناشی از توزیع نامتعادل امکانات در بین بخش‌های مختلف است که در مواردی به عرضة مازاد کتاب در بازار منجر می‌شود. این مشکل را به بخش تولید و توزیع ارجاع می‌دهند، در حالی که علت اصلی آن به عرضة مازاد کتاب بازمی‌گردد. نتیجة تولید این کتاب‌ها انباشته شدن در انبارها یا کتابخانه‌هاست.
 
باید به فضاهای فرهنگی نشر کتاب در داخل و خارج کشور توجه کرد. اکنون فرصت خوبی برای ارائه و عرضة کتاب‌های فارسی‌زبان به کشورهایی چون افغانستان و تاجیکستان فراهم شده است؛ به گونه‌ای که زمینة‌ سرمایه‌گذاری در این کشورها به‌راحتی ممکن است.
 
 
 
سرمایه‌گذاری در حوزة نشر در شرایط کنونی چه اهمیتی دارد و برای رسیدن به شرایط مطلوب از کجا باید شروع کرد؟
 

 
 
بدیهی است که با توجه به جایگاه ایران در منطقه، باید فضای کار به گونه‌ای باشد که نوعی سمپوزیوم فرهنگی ایجاد شود و ایران با ارائة محصولات خود به سایر کشورها ذهن مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار دهد.
 
در حوزة نشر چند نکته اهمیت دارد؛ نخست اینکه برنامه‌ریزی در کشورهای غربی معمولاً بلندمدت است و نقشة راه برای کارها تدوین می‌شود، اما این برنامه‌ریزی‌ها در کشور کوتاه‌مدت و مقطعی است. اقتصاد نشر باید در کشور جدی‌تر، پرمحتواتر، و هدف‌محورتر برگزار شود، زیرا فرهنگ کتاب‌خوانی در ایران ریشه‌ای دیرینه و کهن دارد.
 
اقتصاد علم مدیریت بر عرضه و تقاضا و در مفهوم دیگر بهینه‌سازی تولید، توزیع، و مصرف است و زمانی که از اقتصاد نشر صحبت می‌کنیم به این مقوله‌ها توجه داریم و کتاب به عنوان محصول نهایی کالایی است که قوانین اقتصادی بر آن حاکم است. طبق آخرین آمار حدود 600 میلیارد تومان پول در چرخش صنعت نشر کشور وجود دارد که مقدار زیادی نیست.
 
ایران امروز کشوری پویا و نیازمند توسعه و پیشرفت است و من معتقدم اقتصاد کتاب در ایران باید بیش از آمار کنونی باشد و با این اقتصاد ضعیف و نوسانات و بحران‌های اقتصادی، تقاضای خوب و مناسبی وجود ندارد.
 
باید برای صنعت نشر کشور برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت پیش‌بینی شود. اگر مردم به فواید کتاب آشنا شوند و خوانندة کتاب به تعداد کافی در کشور باشد، تقاضای کتاب نیز به‌مرور افزایش می‌یابد، زیرا تا وقتی کتاب و کتاب‌خوان در کشور وجود نداشته باشد تولید بیشتر نمی‌شود.
 
برای نیل به این اهداف، نظام آموزشی کشور باید کتاب‌خوان باشد و نسلی را پرورش دهد که کتاب‌خوان باشند؛ در این صورت می‌توانیم به افزایش میزان کتاب‌خوانی و رونق در این صنعت امیدوار باشیم.
 
 
 
به نظر شما به فرض آماده بودن شرایط صنعت نشر و اقتصاد چه‌قدر طول می‌کشد که حوزة کتاب به رونق و توسعة پایدار برسد؟

 
 
 
نشر پدیده‌ای فرایندی است و یکباره به وجود نمی‌آید. در فرایند نشر هم باید آن را از یک مرحله شروع کرد و در مرحله‌ای دیگر به پایان رساند. اگر این فرایند در طول مراحل نشر به‌خوبی اجرا شود، به تأمین منابع، که همان تولید و نشر کتاب است، دست می‌یابیم.
 
در داخل کشور در قوانین موجود و تعریف ناشر و نشر حرفه‌ای نیازمند بازنگری در تعاریف هستیم، زیرا در چرخة نشر کشور پدیده‌ای به نام ناشر مؤلف داریم که شرایط قانونی دارد ولی جایگاه آن در نظام نشر کشور مشخص نیست.
 
باید توجه داشت که عوامل اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی نیز بر چالش‌های حوزة نشر تأثیر‌گذارند و نگاه صرفاً اقتصادی به کتاب مشکل‌ساز است، زیرا طبق پژوهشی که در این زمینه انجام داده‌ام می‌توان مشکلات این حوزه را به چند بخش تقسیم کرد که مسائل اقتصادی یکی از آن‌هاست. نشر کشور در شرایط حرفه‌ای خود از لحاظ سخت‌افزار دچار مشکل نیست، بلکه مشکل در نگرش‌های دست‌اندرکاران صنعت نشر است.
 
 
سخن پایانی؟

 
 
 همان‌طور که ذکر شد، ایران هم به لحاظ سابقة فرهنگی و هم امکانات مادی در حوزة چاپ و نشر کتاب و هم دارا بودن نویسندگان ماهر و متخصص در تمامی حوزه‌های علمی و ادبی می‌تواند تولیدات مناسب با تیراژ بالایی داشته باشد که علاوه بر رونق در حوزة نشر کتاب، بر سایر حوزه‌های اقتصاد هم تأثیری مثبت دارد.


متن سخنرانی
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.